haniye sh
دیگران خفته در کنار تو مست/ما در این گوشه میمکیم سماق
haniye sh
نه خلاف عهد کردم که حدیث جز تو گفتم/همه بر سر زبانند و تو در میان جانی
haniye sh
عشق در کار دل ما عاجز است/بحر نتواند گشودن عقده ی گرداب را
haniye sh
گریه نمیکنم ...فقط لبخندی کش دار و تلخ ....به گذر زمان و مختصات مکان حواله میدهم ....و بی مهابا پاهایم را تکان میدهم ...و خیره به دیوار سفید همیشگیِ روبه رویم میشوم ...و پوست لبم را می کنم تا خون بیاید و موهایم را دور انگشتانم حلقه میکنم ....و کنج اتاق می شود خلوتگاهم !... گاهی که خیلی غمگین میشوم خودم را نوازش می کنم... در اوج تنهایی و خود را در آغوشِ خود رها میکنم ...دستانم را لمس میکنم تا بدانم که هستم ...و فراموش نشده ام ...نمرده ام !... گاهی که خیلی غمگین میشوم مدتها خود را در آینه مینگرم !... امشب از آن گاهی هاست...
haniye sh
تنـم این روزا هـا درد مـی کنـد ، نیــازی بـه دکتــر نیستــ !!! ایـن روز هـا جایـی در تنـم نمـانـده که سـالم بـاشد . . . دلیـلش یک چیــز استــ . . . زیـادی زنـده مـانـده ام !!! روحـم تـوانـایـی زیستـن در ایـن جسـم مـرده را نـدارد . . . زخـم هـایی که خـورده ام بهبـود پیــدا نمی کنند کـه هیــچ . . . زخـم تـازه ای می نشینـد !!! تنهــایی امـانـم را بـریده ، حتـی سنـگ هـم پیـدا نمی کنـم کـه صبـوری کنـد تـا درد هـایم را بـگویـم. . . گفتـی ایـن نیـز بـگذرد امــا بـاور کـن . . . در ایـن لحــظاتــ طلسـم شـده هیــچ چیــز نمی گـذرد !!! دنیــا چـه میشـد فقــط یک بـار . . . بـا مـن راه می آمـدی تـا. . . مـن عصــا به دستــ در اوج جـوانـی نمی شـدم. . .
haniye sh
همه چیز...گران شده این روزها...حرف های تو اما...هنوز مفت است...
سلام آجی گلم خوش اومدی
12 سال و 10 ماه و 28 روز و 20 ساعت و 59 دقيقه قبل توسط موبایلسلام داداشی جونم خوبی؟
12 سال و 10 ماه و 28 روز و 20 ساعت و 58 دقيقه قبلمرسی شکر خدا خوبم
12 سال و 10 ماه و 28 روز و 20 ساعت و 48 دقيقه قبل توسط موبایلخداروشکر
12 سال و 10 ماه و 28 روز و 20 ساعت و 44 دقيقه قبل