دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

haniye sh

زندگی من همه جاش بارونیه هرچی کمتر ازم بدونی کمتر خیس میشی... درباره »
haniye sh
زن - مجرد
امتیاز: 1653

دنبال‌شدگان

(247 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(212 کاربر)

گروه‌ها

(112 گروه)

بازدید

haniye sh
haniye sh
در سلام

آتش آن نیست که از شعله ی او خندد شمع/آتش آن است که در خرمن پروانه زدندسلام

این ارسال را بازنشر کرده است.
haniye sh
haniye sh

دیگران خفته در کنار تو مست/ما در این گوشه میمکیم سماق

haniye sh
haniye sh

در ره منزل لیلی که خطرهاست به جان/شرط اول قدم ان است که مجنون باشی....14روز تا محرم

haniye sh
haniye sh

نه خلاف عهد کردم که حدیث جز تو گفتم/همه بر سر زبانند و تو در میان جانی

haniye sh
haniye sh

عشق در کار دل ما عاجز است/بحر نتواند گشودن عقده ی گرداب را

haniye sh
haniye sh
در سلام

حلقه ی در از درون خانه ها شد بی خبر/مطلب دل را زبان تقریر نتوانست کرد....سلام

haniye sh
haniye sh

گریه نمیکنم ...فقط لبخندی کش دار و تلخ ....به گذر زمان و مختصات مکان حواله میدهم ....و بی مهابا پاهایم را تکان میدهم ...و خیره به دیوار سفید همیشگیِ روبه رویم میشوم ...و پوست لبم را می کنم تا خون بیاید و موهایم را دور انگشتانم حلقه میکنم ....و کنج اتاق می شود خلوتگاهم !... گاهی که خیلی غمگین میشوم خودم را نوازش می کنم... در اوج تنهایی و خود را در آغوشِ خود رها میکنم ...دستانم را لمس میکنم تا بدانم که هستم ...و فراموش نشده ام ...نمرده ام !... گاهی که خیلی غمگین میشوم مدتها خود را در آینه مینگرم !... امشب از آن گاهی هاست...

haniye sh
haniye sh

تنـم این روزا هـا درد مـی کنـد ، نیــازی بـه دکتــر نیستــ !!! ایـن روز هـا جایـی در تنـم نمـانـده که سـالم بـاشد . . . دلیـلش یک چیــز استــ . . . زیـادی زنـده مـانـده ام !!! روحـم تـوانـایـی زیستـن در ایـن جسـم مـرده را نـدارد . . . زخـم هـایی که خـورده ام بهبـود پیــدا نمی کنند کـه هیــچ . . . زخـم تـازه ای می نشینـد !!! تنهــایی امـانـم را بـریده ، حتـی سنـگ هـم پیـدا نمی کنـم کـه صبـوری کنـد تـا درد هـایم را بـگویـم. . . گفتـی ایـن نیـز بـگذرد امــا بـاور کـن . . . در ایـن لحــظاتــ طلسـم شـده هیــچ چیــز نمی گـذرد !!! دنیــا چـه میشـد فقــط یک بـار . . . بـا مـن راه می آمـدی تـا. . . مـن عصــا به دستــ در اوج جـوانـی نمی شـدم. . .

haniye sh
haniye sh
در سلام

سلام...

haniye sh
haniye sh
در سلام

سلام...

haniye sh
haniye sh
در سلام

سلام...

haniye sh
haniye sh
در سلام

سلام...

haniye sh
haniye sh
در سلام

سلام...

haniye sh
haniye sh
در Coma

همه چیز...گران شده این روزها...حرف های تو اما...هنوز مفت است...

haniye sh
haniye sh
در دوره

من برای سال ها بعد مینویسم...زمانی که چشم های تو عاشق خواهند شد...افسوس که داستان مادر بزرگ درست بود...همیشه یکی بود...یکی نبود...

این ارسال را بازنشر کرده است.