haniye sh
من برای تو میخونم ....بهترین ترانه هارو...دل دیوارو بلرزون...تازه کن خلوت مارو...
haniye sh
من این جا بس دلم تنگ است...و هر سازی که میبینم بدآهنگ است...بیا ره توشه برداریم...قدم در راه بی برگشت بگذاریم...ببینیم آسمان هر کجا...آیا همین رنگ است؟...
haniye sh
نقاش نیستم ، ولی دلم برایت پر می کشد...
haniye sh
چشم هایم را به بیمارستان می برم... نمی دانم چه مرگشان شده!... هر شب در خواب جایشان را خیس می کنند...!
haniye sh
شمع دانی به دم مرگ به پروانه چه گفت؟... گفت ای عاشق بیچاره فراموش شوی... سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد... گفت: طولی نكشد تو نیز خاموش شوی ...