haniye sh
امروز را برای بیان عشق به عزیزانت غنیمت بشمار شاید فردا احساسی باشد اما...عزیزی نباشد...
haniye sh
مریضم کرده تنهایی...ببین حالم پریشونه...من انقدر اشک میریزم...که برگردی به این خونه...حسابش رفته از دستم...شبایی رو که بیدارم...شاید از گریه خوابم برد...درارو باز میذارم..
haniye sh
حالا که اشکامو دیدی... میگی که از من بریدی...میگی که چیزی نمونده بینمون...ازم ناامیدی...میگی که راه تو دوره...میگی خونه سوت و کوره...من میگم دوسم نداری؟...تو میگی نه مگه زوره؟...اینو یادت باشه که...حال من خوبه با تو...یادت باشه همه زندگیم...بود نگاتو...یادت باشه رفتیو...بستی روم چشاتو...(یادت باشه/امیرتتلو)
haniye sh
اینی که هستم فرق داره باهام...واسه اینه که درد داره کارام...دلم تنگه واسه عادی بودن...دور از چیزای مادی بودن...آره یه جورایی کندم از همه...اینجوری توقعا کمتر ازمه...ترجیه میدم تنها بشینم...بی اعتنا به هرچی هرطرف همه...هرکی هر طرفمه...وقتی درد نداری همدمن همه...
haniye sh
کــاش تــوي ايــن جــاده يه تابلــو نصــب ميکــردن...واســه دلخــوشــيم..."" تــــــــو "" دو کيــــلومــــتر...!!
haniye sh
حــــوا بودن تاوان سنگینی دارد... وقتی آدم ها برای هر دم و بازدم به هــــوا نیاز دارند...