haniye sh
من تشنه مثل خورشید...بی سرزمین تر از باد...تهی تر از ترانه...بی پرده مثل فریاد...تنهاتر از سکوتم...روشن تر از ستاره...عاشق تر از همیشه...با من بخون دوباره...
haniye sh
باید به بعضی ها گفت:ظرفیت پشت تکمیل است ...لطفا از جلو خنجر بزنید ...
haniye sh
دیگر به دنبال همراه “اوّل” نیستم ! این روزها اول راه ، همه همراهند…. این روزها ، باید به دنبال همراه“آخر” گشت …
haniye sh
مگسی را کشتم... نه به این جرم که حیوان پلیدی است... بد است... و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است ...طفل معصوم دورسر من میچرخید... به خیالش قندم ...یا که چون اغذیه ی مشهورش... تا به این حد گندم!!!! ...ای دو صد نور به قبرش بارد... مگس خوبی بود... من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد ...مگسی را کشتم...
haniye sh
بگذار دلتنگت شوم گاهی به گاهی...بگذار از یادت بسازم تکیه گاهی...
haniye sh
دنیا عوض نمی شود از رفتنت برو...روحت که رفته بود بیا با تنت برو...
haniye sh
از همون لحظه که رفتی ...دیگه زندگی نکردم...