haniye sh
نسیم دانه را از دوش مورچه به زمین انداخت...مورچه دانه را دوباره به دوش گرفتو روبه آسمان گفت:گاهی یادم می رود که،هستی...کاش بیشتر نسیم بوزد....
haniye sh
سهراب گفتي:چشمها را بايد شست……شستم ولي !……… گفتي: جور ديگر بايد ديد…….ديدم ولي !………….. گفتي زير باران بايد رفت……..رفتم ولي !…………. او نه چشمهاي خيس و شسته ام را..نه نگاه ديگرم را…هيچ کدام را نديد !!!! فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت: ” ديوانه باران نديده! (ببخشید اگه تکراری بود آخه من خیلی دوست دارم این متنو)
haniye sh
صـبـر کـن سـهـراب... گـفـتـه بـودی قـایـقـی خـواهـم سـاخـت ...قـایـقـت جـا دارد؟ ...مـن هـم از هـمـهـمـه اهـل زمـیـن دلـگـیـرم ...
haniye sh
تا حالا شده ...دلت واسه خودت تنگ بشه؟...هر دردت یه آهنگ بشه؟...تا حالا شده...تا حالا شده...یه چیزی ازت کم بشه؟...هر چی میخونی تهش غم بشه؟...تا حالا شده...تا حالا شده...دلم واسه خودم تنگ شده...چقدر صدام بی آهنگ شده...زندگیم بی تو بی رنگ شده...از وقتی قلب تو سنگ شده...منو ازین قفس رها کن ...دوباره اسممو صدا کن..........
haniye sh
دنیا را بد ساخته اند... کسی را که دوست داری، تو را دوست نمی دارد. کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نمی داری... . اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم و آیین هرگز به هم نمیرسند این رنج است و زندگی یعنی این...
haniye sh
خدایــــــــا!! خط و نشان دوزخت را برایم نکش... جهنم تر از نبودش جایی سراغ ندارم...
haniye sh
خدایا خیلی ها دلم را شکستن،امشب بیا بریم سراغشون،من نشونت می دم،تو ببخششون...
haniye sh
مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم/ مرگ آنست که از خاطر تو با همه خاطره ها محو شوم
haniye sh
دنیای قشنگی نیست،آدم ها مثل رود ها جاریند و زلال که باشی سنگ هایت را میبینند،بر می دارند و نشانه می روند، درست به سمت خودت...
haniye sh
دلم آن قدر خسته است که می خواهد برود گوشه ای پشت به دنیا... زانو هایش را بغل کند و بگوید:خدایا من دیگر بازی نمی کنم...!