دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سحر

من هنوز نفس می کشم و هنوز هستم ،بی درد یا به قولی تا درد بعدی که لابد دیر یا زود فرا خواهد رسید ...... درباره »
سحر
زن - مجرد
امتیاز: 920.8

دنبال‌شدگان

(184 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(162 کاربر)

گروه‌ها

(47 گروه)

بازدید

سحر
سحر

تمام جاده های جهان را به جستجوی نگاه تو آمده ام ، پیاده ، این تو و این پینه های پای من ، حالا بگو در این تراکم تنهایی ، مهمان بی چراغ نمی خواهی??

سحر
سحر

مثل یک روحی ؛ رها از بند زندان و تنی! /دور هم باشی اگر از من ٬ همیشه با منی/ تو همیشه بی خبر مهمان بغضم می شوی/ بی هوا از چشم های خسته ام سر می زنی…

سحر
سحر

تمام حجم خیالم از تو لبریز است خیالم کوچک،نیست تو بزرگی#مخاطب

سحر
سحر

هدایای تو دشمنم شده اند.. بی وجودشان شاید می توانستم لحظه ای را بی یاد تو سر کنم

سحر
سحر

کمی این کلمه ها را نصیحت کن تا با من کنار بیایند.. بگو تازه شون..د دوستت دارم ها دیگر فایده ای ندارند!

سحر
سحر

عقل گفت: به مسافر دل بستن خطاست... دل گفت: همه رفتنی اند …

سحر
سحر

گله ای نیست، فقط گاهی خاطره ها که هجوم می آورند… پناه بگیر.. طوفان که گذشت خبرت می کنم !

سحر
سحر

با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی

سحر
سحر

نگاهت رنج عظیمی است، وقتی بیادم می‌آورد که چه چیزهای فراوانی را هنوز به تو نگفته‌ام

سحر
سحر

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم/ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم....خدانگهدار/ در پناه حق

سحر
سحر

نمیدانم از دلتنگی عاشقترم یا از عاشقی دلتنگ تر.. فقط میدانم در آغوش منی ، بی آنکه باشی و رفتی ، بی آنکه نباشی . . .

سحر
سحر

پری بودی و با من راز کردی.. به ناز و عشوه عشق آغاز کردی/ مرا آواز دادی ، چون رسیدم.. کبوتر گشتی و پرواز کردی

سحر
سحر

سپیده سر زد و مرغ سحر خواند.. سپهر تیره دامان زرافشاند/ شبی گفتی به آغوش تو آیم.. چه شب ها رفت و آغوشم تهی ماند

سحر
سحر

به خوابی دیدمش غمگین نشسته ...گرفته در بغل چنگی گسسته/ من این چنگ حزین را می شناسم... دریغا عشق من ، عشق شکسته

سحر
سحر

عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی دوستت خواهم داشت بی آنکه بگویم درد دل خواهم گفت بی هیچ گمانی گوش خواهم داد بی هیچ سخنی در آغوشت خواهم گریست بی آنکه حس کنی در تو ذوب خواهم شد بی هیچ حراراتی اینگونه شاید احساسم نمیرد