سحر
فقط با دوست می توان قهر کرد غریبه ناز ما را نمی کشد.
سحر
انسانم! ساکت، چون درخت سیب! گسترده، چون مزرعه یونجه! و بارور، چون خوشه بلوط! به جز خداوند، چه کسی شایسته پرستش من خواهد بود؟!! حسین پناهی
سحر
مثل بادبادک باش با اینکه میدونه زندگیش فقط به یک نخ نازک بنده ! ولی بازم تو آسمون میرقــــ ــصه و میخنده…….!
سحر
بدون تو تحمل بهشت ممکن نیست و با تو دوزخ دیگر مکانی جهنمی نیست ( جان اسپارو ، سنگ نوشته اش بر قبرهمسرش )
سحر
بدان همواره آنکه برای رسیدن به تو از همه چیزش می گذرد روزی تنهایت خواهد گذاشت، این هنجار دردناک زندگی است . اُرد بزرگ
سحر
چه حس بديه وقتی بدوني هيچ كس براي ديدنت ذوقي نداره ... وقتي بدوني بودن و نبودنت براي هيچ كس مهم نيست... وقتي مي فهمي انسان مزخرفي بودي مغزت نيم سوز مي شه. اون وقته كه به خودت شك مي كني... بيزارم از تمام آرزوهاي سرابي كه فقط منو بيشتر عذاب مي دن. خسته ام از نگاههای بی حد و مرز چشم ها که جز فریب تداعی هیچ چيز ديگري برای من جوان نيست... نفرين به انتظار كه حتي نام زندگي رو از من گرفت .... و منو دست خالي در اين دنيا رها كرد
سحر
آهاااااااااااااا پاتوق داره اینجاهااااااااااااااااااااا...یادتون نره/دیگه بابای
سحر
نافم را که بریدند ، فاصله ها شد تقدیر من آری از همان وقتها شروع شد بی تو بودنم . . .
سحر
کسی هست آغوشش را،شانههایش رابه من قرض بدهد ؟ ! تا یک دل سیر گریه کنم؟!بدون هیچ حرف و سوال و جواب و دلداری و نصیحتی؟