دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سحر

من هنوز نفس می کشم و هنوز هستم ،بی درد یا به قولی تا درد بعدی که لابد دیر یا زود فرا خواهد رسید ...... درباره »
سحر
زن - مجرد
امتیاز: 920.8

دنبال‌شدگان

(184 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(162 کاربر)

گروه‌ها

(47 گروه)

بازدید

سحر
سحر

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن

سحر
سحر

قبل از اینکه به کسی بگی : ” دوستت دارم …” خوب فکراتو بکن… چون شاید چراغی رو تو دلش روشن کنی… که خاموش کردنش به خاموش شدن اون بیانجامه

سحر
سحر

ما بدهکاریم به یکدیگر و به تمام "دوستت دارم " های نا گفته ای که پشت دیوار غرورمان ماندند و ما آنها را بلعیدیم ...تا نشان دهیم منطقی هستیم...

سحر
سحر

یکی زود می رنجه٬ زود به دل می گیره٬ زود می ره و زودم برمی گرده ولی یکی دیر می رنجه٬ دیر به دل می گیره٬ دیر می ره ... ولی دیگه برنمی گرده

سحر
سحر

نبودن هیچکس سخت نیست فراموش کردن یک بودن سخت است..

سحر
سحر

انقدر " دوست دارم " که نگران خودمم ... ! اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من دل من داند و من دانم و تنها دل من

سحر
سحر

سـیـب آورده ام ..... اگـر وسـوسـه شـدی ..... مـیـدانـم آدمـی .....!!!

سحر
سحر

پنجره را باز میکنم احساس قشنگ ِ " تو " می آید می نشیند بر پرده بر دیوار... من گیج ِ این همه " تو " مست ِ مست کنار می آیم با خودم و با احساس ِ قشنگی که " تـــو " یی زندگی می کنم

سحر
سحر

جانم به قربانت! ... نگران نباش! ... هر وقت آمدی نمیگویم "ولی حالا چرا "

سحر
سحر

دوباره مقصدراهی................. پرواز سهم بالم نيبست/ بی تو اين جاده مسافر می خواهد.. هم بال می شوی پروازم را؟

سحر
سحر

گفتمش بی تو چه می باید کرد.. عکس رخساره ی ماهش را داد/ گفتمش همدم شبهایم کو... تاری از زلف سیاهش را داد/ وقت رفتن همه را می بوسید... به من از دور نگاهش را داد/ یادگاری به همه داد و به من... انتظار سر راهش را داد

سحر
سحر

دو کلمه راست بگویم که دوستش دارم

سحر
سحر

اینجا خیس است خیس.. همه جا از باران و گریه های من...

سحر
سحر

ين روزها با غريبه ای که در من می خواند الفتی ندارم.. می خواهم به جای شعر، نام تو را بنويسم تا دلم بنشيند و نگاهت کند.. کاش می شد زير بارانی که در دلم می بارد قدم می زدی تا من می نشستم و غزل چشمهايت را دوره می کردم

سحر
سحر

این کیست که با این همه غم می خندد ؟ زخمی شده ... باز دم به دم می خندد/ در مرگ چه رازی است که این کهنه درخت، با هر تبری که می زنم می خندد ؟!

این ارسال را بازنشر کرده است.