@نیلوبانو ^_^ : پشت كاجستان ، برف. برف، يك دسته كلاغ. جاده يعني غربت. باد، آواز، مسافر، و كمي ميل به خواب. شاخ پيچك و رسيدن، و حياط. من ، و دلتنگ، و اين شيشه خيس. مي نويسم، و فضا. مي نويسم ، و دو ديوار ، و چندين گنجشك. يك نفر دلتنگ است. يك نفر مي بافد. يك نفر مي شمرد. يك نفر مي خواند. زندگي يعني : يك سار پريد. از چه دلتنگ شدي ؟ دلخوشي ها كم نيست : مثلا اين خورشيد، كودك پس فردا، كفتر آن هفته. يك نفر ديشب مرد و هنوز ، نان گندم خوب است. و هنوز ، آب مي ريزد پايين ، اسب ها مي نوشند. قطره ها در جريان، برف بر دوش سكوت و زمان روي ستون فقرات گل ياس.
شیطونی و بدجنسی یه مزه دیگه داره ......... زمان دانشگاه یکی از درسا رو مجبور شدم تو حذف و اضافه، حذفش کنم ........ دلیلش یادم نیست اما دوتا کلاس براش تشکیل شده بود و با وجودی که حذفش کرده بودم، اما هر دو تا کلاسو شرکت میکردم ......... کار به جایی رسید که استاد گفت هیچکی قد تو سوال نمیپرسه و تو کلاس مشارکت نمیکنه، اگه ترم دیگه هم این درس با من بود، نمره تو میدم (گرچه خوش شانسی همیشگی من باعث شد ترم بعد یه استاد دیگه درسو برداره ) ...... بعد اون روز کشف کردم اگه آدم جزوه ننویسه و به درس بی تفاوت باشه، بهتر و بیشتر درسو یاد میگیره ......... و اما بریم سراغ قسمت مورد علاقه من .......... لذت بخش ترین قسمت کلاس همون اولش بود ........ وقتی استاد میومد تو کلاس و من میگفتم؛ استاد یه کوئیز بگیرین و یه مرتبه یه سکوت مرگبار کلاسو فرا میگرفت و یه کم بعدش زمزمه بچه ها یواشکی بلند میشد که التماس میکردن؛ دیگه چیزی نگو ........... این میون واکنش خانوما خیلی بامزه تر بود ......... با چه سوزی التماس می کردن آقای کورلئونه شما درسخونین، صداشو در نیارین دیگه
توی این اخبار ورزشی همیشه میگفت مرد اول تنیس "راجرد فدرر" (اگه درست نوشته باشم) ، و این تنها چیزی بود که از این ورزش میدونستم
بعد که کمکم جاشو گرفتن و اسمش از سر زبون ها افتاد ، منم خیلی شکسته شدم
در مورد کامنتی که گذاشتی هم یاد یه کلیپ جالب ِتنیس افتام

13 سال و 1 ماه و 10 روز و 6 ساعت و 12 دقيقه قبل