#درد#دل#یک#دختر به #دوستش >>> من یه خواستگار داشتم....... بهش گفتم فعلا میخوام درس بخونم .. بیشعور رفت و دیگه نیومد ... اصلن به کلمه "فعلا" توجه نکرد!!!!
امروز رفته بودم طرف لاکانی، از شهرداری رد شدم دوباره اون اسب ها و اون درشکه ها رو دیدم. نکته باحال این بود که یه دختره میخواست سوار درشکه اول میخواست با اسبه عکس بندازه. داش نازش میکرد و خیلی به خودش افتخار میکرد که کنار اسبه داره نازش میکنه و این حرفا. تیپم که زده بود فوق فشن. یهو اسبه رم کرد. کم مونده بود دختره رو له کنه. دختره هم به اسبه فحش داد و رفت.
@نیلوبانو ^_^ گور پدر ِ نعشگی های از تبار ِ غم که ما را اینچنین اسیر ِ خرابات ِ دل کرد ! من از سُرش ِ تیغ در انتهای دُم کژدم ِ خالکوبی شده بر روی این دست های طاعون زده خنده ام می گیرد ! رفیقم له له میزند در میان ِ سوسوی ِ چراغ های کم نور ِ امید ، جفت شش بیاورد ؛ بر روی چوب گردوی ِ بی حیای تخته نرد ! برای یک بار هم که شده ، بردن ِ بی دغدغه ی سایه های بی درد ! و هردو به این خیال که دختری ، باکره ای زیبا رو در امتداد ِ کوچه مان فال ِ قهوه می گیرد ! البته باد ِ فصل ِ آزادی خوب میداند که فقط با نگاهی قفل شده به لولای ِ پنجره ی شکسته می توان دریافت ؛ باز کردن ِ آن سینه بند ِ زبار در رفته ی مشکی اش از پشت ، چه دنیایی دارد...!! چه جانی می گیرد...!!!
استاد سر کلاس یه سره داشت #جزوه میگفت با #سرعت یک خط برثانیه انگشتامون #هرز میرفت رو صفحه یکی از بچه ها گفت استاد #عمه داری ؟ استاد شخص گوینده رو پیدا نکرد تو جمعیت ولی از همه 3نمره کم !! خدایش حرف دل 40نفر رو زد
خونه پدربزرگم بودیم، من یه کلاغ دیدم خیلی با لهجه گفتم وای #کیشکَرَت... خاله ام همون لحظه با لهجه ی غولیظ فارسی گفت:کیشکَرَت نه خاله جوووون، #گٌنجیشک من کلاغه گاو همسایه

13 سال و 1 ماه و 10 روز و 1 ساعت و 8 دقيقه قبل