امیرفال
کم کم وقت ِ رفتنه / باز شنبه شد و وقت ِ کار : )) / بی بی میگفت : داری میری در رو ببند ، چراغارو هم خاموش کن ، اما پنجره رو باز بذار، بذار مهتاب رو ببینم و نفس بکشم / همیشه دوست داشت مهتاب رو نگاه کنه / آخر هم زیر ِ مهتاب جون داد/یادش به خیر / امشب هم مهتابه آسمون . . . همیشه آفتابی باشین : )) / تا 10 روز ِ دیگر . . . یا علی

13 سال و 1 ماه و 10 روز و 2 ساعت و 49 دقيقه قبل