پِگوله پشمک به سر
یادمه همش میگفت:دگران گربروند ازنظر ازدل بروند........توچنان دردل من رفته که جان دربدنی.......!!!
پِگوله پشمک به سر
جملات هم شده اند بازيچه ي من و تو ........... من براي تو مينويسم وتو براي اوميخواني...............!!!
پِگوله پشمک به سر
دستم را رها کردی گم شدم میان آدمها... چهقدر گم شدن خوب است اما، نه میان آدمها !
پِگوله پشمک به سر
چـــشمـــای دهـــن لــقّی داشــت داشـت بـاهــام حــرف مــیزد در حــالــی کـه سـرش پـایین بـود و چـشمــاشـو دوخــته بـود بـه سـنگفـرش پـیاده رو... بـخـاطـر شـرم و حـیا نــبود... واسـه این بـود که مـیدونــست اگـه تـو چـشاش نـگـاه کـنم مـیفهـمم داره دوروغ مــیگه........................!!!
پِگوله پشمک به سر
توسط موبایل
نمیتونم تشخیص بدم دوستم داره یا نه...!
پِگوله پشمک به سر
توسط موبایل
کاش یه هواپیمای شخصی داشتم که باهاش هرجادوست داشتم میرفتم! دوست ندارم به بهانه فاصله ازهم دور بمونیم
پِگوله پشمک به سر
چقدر احمقانه است از یک قهوه تلخ انتظار فال شیرین داشتن ! مثل من که از تو انتظار عشق داشتم ...................!!!!
پِگوله پشمک به سر
در وفا هیچ کس استاد نیست، ولی در بی وفائی همه استادن..................!
پِگوله پشمک به سر
بی انصاف... لای انگشتانم را باید اگشتای تو پر می کرد... نه "سیگار"....!!!
پِگوله پشمک به سر
توسط موبایل
نمیدونم چرا اما یه بغضی چندوقته تو گلوم گیر کرده نه میشکنه نه میره پایین....!
پِگوله پشمک به سر
عمری چکش برداشتم و بر سر میخی که روی سنگ بود کوبیدم اکنون میفهمم که هم چکش خودم بودم و هم میخ و هم سنگ...................!