پِگوله پشمک به سر
کسایی که دارن از احساساتشون حرف میزنن، اولِ جمله هاشون یک (فعلا) بزارید؛ اینطوری شاید بشه باور کرد، البته با تاکید روی شاید..........!
پِگوله پشمک به سر
نــذر ڪـرכه ام اگـر نیآیـے ، پیـآכه از یآכت بــِروَمـ ...
پِگوله پشمک به سر
شـدم مـثل آدمـی کـه درد و دلـش رو تو یـه جـمـعی گـفـته..........حـضار بـعـد از کـلی خـنده گـفـتن :خـیلی خـوب بـود این یـکی رو نشنیده بودیم!!!
پِگوله پشمک به سر
انسان هر از گاهی از جایی می افتد!!!!! از پا...... از نفس... از لبه ی پرتگاه..... از این ور بوم.............. از چاله به چاه....... از عرش به فرش........ از چشم.................. از چشم..................... از چشم.......................
پِگوله پشمک به سر
خندیدن خوب است............. قهقهه زدن عالیست................... گریه ادم را ارام میکند......................... .............اما.................. لعنت به بغض..............................................
پِگوله پشمک به سر
می گویند موقع مرگ همه ی زندگی مثل فیلم از جلوی چشم آدم رد می شود . . . . به فیلم زندگی ام که فکر میکنم به مردن علاقه مند می شوم شاید... آن موقع یک بار دیگر دیدمت!!
پِگوله پشمک به سر
کاش امتداد لحظه ها تکرار باتو بودن بود صلاحم ....................!
پِگوله پشمک به سر
با خودم حرف میزنم ... خودم را برای خودم آراسته میکنم... عطر میزنم تا خوشبو شوم ... بعد دست خودم را میگیرم و روی نیمکت پارک مینشینم و "جفت" ها را حسرت بار نگاه میکنم ... این است حکایت من و تنهایی هایم !!
پِگوله پشمک به سر
نگـاهـم داغ دار شده است ؛ تــو را به وسعت ِ یک تماشـای ِ سیــر کــم دارد..... !!
پِگوله پشمک به سر
حوصـــلــه خوانــدن ندارم حوصـــلــه نوشتــن هم ندارم این همــــه دلتنـــگــے دیگرنــه با خــواندن کم می شود ، نــه نوشـــتن... دلـــم تو رامی خـــواهد! فقــــط همــــین ...............