@نرگس : صدا كن مراصدا كن مرا. صداي تو خوب است. صداي تو سبزينه آن گياه عجيبي است كه در انتهاي صميميت حزن مي رويد. در ابعاد اين عصر خاموش من از طعم تصنيف در متن ادراك يك كوچه تنهاترم. بيا تا برايت بگويم چه اندازه تنهايي من بزرگ است. و تنهايي من شبيخون حجم تو را پيش بيني نمي كرد. و خاصيت عشق اين است. كسي نيست، بيا زندگي را بدزديم، آن وقت ميان دو ديدار قسمت كنيم. بيا با هم از حالت سنگ چيزي بفهميم. بيا زودتر چيزها را ببينيم. ببين، عقربك هاي فواره در صفحه ساعت حوض زمان را به گردي بدل مي كنند. بيا آب شو مثل يك واوه در سطر خاموشي ام. میکروبلاگ دنبالر
دوستای عزیز خودم همونطور که طی بازنشرهای فراوان دیدید یک دوست جدید و مهربون داریم که قول داده کپی پیست هم نکنه لطف کنید برای حفظ ابروی منم شده دنبالش کنید و از اون لایک خوشگلاتون بهش به رسم خوشامد هدیه بدید باشد که رستگار شوید اینم اسم کاربریشه @نرگس
@♪♫♪ یــا ســ C ـــی ♪♫♪ : از هجوم روشنايي شيشه هاي در تكان مي خورد. صبح شد، آفتاب آمد. چاي را خورديم روي سبزه زار ميز. ساعت نه ابر آمد، نرده ها تر شد. لحظه هاي كوچك من زير لادن ها نهان بودند. يك عروسك پشت باران بود. ابرها رفتند. يك هواي صاف ، يك گنجشك، يك پرواز. دشمنان من كجا هستند؟ فكر مي كردم: در حضور شمعداني ها شقاوت آب خواهد شد. در گشودم:قسمتي از آسمان افتاد در ليوان آب من. آب را با آسمان خوردم. لحظه هاي كوچك من خواب هاي نقره مي ديدند.

13 سال و 4 ماه و 23 روز و 21 ساعت و 20 دقيقه قبل

13 سال و 4 ماه و 23 روز و 21 ساعت و 18 دقيقه قبلکاوه جان همش به قصد شوخیه حلال کن
13 سال و 4 ماه و 23 روز و 21 ساعت و 6 دقيقه قبل

13 سال و 4 ماه و 23 روز و 21 ساعت و 5 دقيقه قبل
13 سال و 4 ماه و 23 روز و 2 ساعت و 52 دقيقه قبل