دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

کاوه عزیزی

کاوه عزیزی
مرد - مجرد
امتیاز: 4636

دنبال‌شدگان

(833 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(560 کاربر)

گروه‌ها

(35 گروه)

بازدید

کاوه عزیزی
کاوه عزیزی

خانمه ميره بانك يارانه اش روبگيره بانكيه ميگه: بريزمش به حساب جاريتون؟ خانمه ميگه نه بريز به حساب خودم جاريم بميره ايشاالا چقدرم شانس داره تو بانکم هواشو دارن !!!

کاوه عزیزی
کاوه عزیزی

3 تا پیرزن تصمیم می گیرن شوهر کنن. یه آگهی می دن تو روزنامه: اطلاعیه ازدواج یکی بگیر … ۲ تا هم جایزه ببر!

کاوه عزیزی
کاوه عزیزی

سلام

کاوه عزیزی
کاوه عزیزی
در وقتی...

به پدر و مادرت احترام میذاری . . .

کاوه عزیزی
کاوه عزیزی
در وقتی...

دعات مستجاب میشه . . .

کاوه عزیزی
کاوه عزیزی
در وقتی...

وقتی داره بارون میاد . . .

کاوه عزیزی
کاوه عزیزی

سلام

کاوه عزیزی
کاوه عزیزی

یکیم پیدا نمیشه پستای قبلمون بازنشر کنه روحیه بگیریم

کاوه عزیزی
کاوه عزیزی

کاوه عزیزی
کاوه عزیزی

باهام قهر کرد

کاوه عزیزی
کاوه عزیزی

سلام

کاوه عزیزی
کاوه عزیزی

سلام

کاوه عزیزی
کاوه عزیزی

دَر بَرَایِ مُخَاطَب - تَاسُف . . .

کاوه عزیزی
کاوه عزیزی

@bano °✿ روزهای رویایی °✿ : شب سرشاري بود. رود از پاي صنوبرها، تا فراترها رفت‌. دره مهتاب اندود، و چنان روشن كوه‌، كه خدا پيدا بود. در بلندي ها، ما دورها گم‌، سطح ها شسته‌، و نگاه از همه شب نازك تر. دست هايت‌، ساقه سبز پيامي را مي داد به من و سفالينه انس‌، با نفس هايت آهسته ترك مي خورد و تپش هامان مي ريخت به سنگ‌. از شرابي ديرين‌، شن تابستان در رگ ها و لعاب مهتاب‌، روي رفتارت‌. تو شگرف‌، تو رها، و برازنده خاك‌. فرصت سبز حيات‌، به هواي خنك كوهستان مي پيوست‌. سايه ها برمي گشت‌. و هنوز، در سر راه نسيم‌. پونه هايي كه تكان مي خورد. جذبه هايي كه به هم مي خورد.

این ارسال را بازنشر کرده است.