@*.ღ·´☁·´ℳäɧŧ∂ß ·´☁´·ღ.* : گيوه ها را كندم، و نشستم، پاها در آب: «من چه سبزم امروز و چه اندازه تنم هوشيار است! نكند اندوهي، سر رسد از پس كوه. چه كسي پشت درختان است؟ هيچ، مي چرخد گاوي در كرد. ظهر تابستان است. سايه ها مي دانند، كه چه تابستاني است. سايه هايي بي لك، گوشه يي روشن و پاك، كودكان احساس! جاي بازي اين جاست. زندگي خالي نيست: مهرباني هست، سيب هست، ايمان هست. آري تا شقايق هست، زندگي بايد كرد. در دل من چيزي است، مثل يك بيشه نور، مثل خواب دم صبح و چنان بي تابم، كه دلم مي خواهد بدوم تا ته دشت، بروم تا سر كوه. دورها آوايي است، كه مرا مي خواند.»
هُوش تو یکم جنبه شوخی کردن داشته باش #اگه میبینی یا میبینید شوخی میکنم واسه اینکه همیشه #خوشحال باشین ینی دوس دارم خوشحال ببینمتون #نفهم اینُ بفهم,اُلاخ
دختره قیافش شبیه قوطی روغن لادن میمونه که با لگد دوسه بار بکوبی روش اونوقت پسره براش کامنت گذاشته ماه اگر به زیبایی تو بود چه غوغایی به پا میکرد میان پهنه وسیع آسمان شما بگید آخه من سرم رو به کجا بکوبم؟