پوریا
لیاقت می خواهد "شریک " شدن....!! تو خوش باش به همین "با هم " بودن های امروز من خوشم به خلوت تنهایی ام ... !! تو بخند به امروز . . . من میخندم به فرداهایت . . . . !!
پوریا
دلت را به کسی بسپار که لیاقتش را داشته باشد نگاهت را به کسی بدوز که قلبش برای تو بتپد چشمانت را با نگاه کسی آشنا کن که زندگی را درک کند سرت را روی شانه های کسی بگذار که از صدای تپش های قلبت تو را بشناسد آرامش نگاهت را به قلبی پیوند بزن که بی ریاترین باشد ... لبخندت را نثار کسی کن که دل به زمین نداده باشد رویاهایت را با چهره کسی تصور کن که زیبایی را احساس کند چشم به راه کسی باش که تو را انتظار کشیده باشد عاشق باش اما عاشق کسی که تک تک سلول هایش تقدس عشق را درک کنند
پوریا
همین که عشق باشد آن هم در حوالی تو... هر چقدر هم که زمستان باشد بهاری ترین هوا سهم من است..
پوریا
بــعضیا دور عشق خط میکشند ، بــعضیا روی آن را بــعضیا خودشان داد میزنند ، بــعضیا قیافه شان بــعضیا به پای هم پیر میشوند ، بــعضیا به دست هم و وقتی از ناراحتی منفجر شد ، همه به دنبال پیدا کردن جعبه سیاه او بودند !
پوریا
ﺑﻪ ﺳـــﻼﻣﺘﻲ ﺍﻭﻧــــﺎﻳﻲ ﮐـــﻪ ﻫـــﻢ ﺩﻝ ﺩﺍﺭﻥ ﻫــــﻢ ﻣﻌـــــﺮﻓﺖ ﺍﻣــّــﺎ ﮐﺴﻲ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺭﻥ
پوریا
چه سخته به یادش باشی ولی اون انگار نه انگار ./...........
پوریا
به سلامتي عقابي كه تو آسمون به پرهاش مينازه به سلامتي پولداري كه رو زمين به پولش مينازه به سلامتي ما كه نه پر داريم و نه پول اما به دوستای مجازیمون مینازیم
پوریا
زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود. ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد و داد زد: مواظب باش، مواظب باش، یه کم بیشتر کره توش بریز…. وای خدای من، خیلی زیاد درست کردی … حالا برش گردون … زود باش باید بیشتر کره بریزی … وای خدای من از کجا باید کره بیشتر بیاریم ؟؟ دارن میسوزن مواظب باش، گفتم مواظب باش! هیچ وقت موقع غذا پختن به حرفهای من گوش نمیکنی … هیچ وقت!! برشون گردون! زود باش! دیوونه شدی؟؟؟؟ عقلتو از دست دادی؟؟؟ یادت رفته بهشون نمک بزنی … نمک بزن … نمک … زن به او زل زده و ناگهان گفت: خدای بزرگ چه اتفاقی برات افتاده؟! فکر میکنی من بلد نیستم یه تخم مرغ ساده درست کنم؟؟!! شوهر به آرامی گفت: فقط میخواستم بدونی وقتی دارم رانندگی میکنم، چه بلائی سر من میاری!!!
پوریا
به سلامتـــــــی اونایی كه می خندند ؛ اما .... یك عمـــر بغض داشتن و هیچـــكـــــس نفهمید ... !!!
پوریا
مرد اگر این غرور لعنتی و این اسم کاذب را با خود یدک نمی کشید ؛ مطمئن باش از هر زنی بیشتر مشتاق یک نوازش و یک آغوش بود ... !!!
پوریا
آغوش تو مترادف امنیت است آغوش تو ترسهای مرا میبلعد لغت نامهها دروغ میگفتند آغوش تو یعنی پایان سردردها یعنی آغاز عاشقانهترین رخوتها آغوش تو یعنی "من" خوبم! بلند نشوی بروی یکوقت! بغلم کن من از بازگشتِ بی هوای ترسها میترسم.
پوریا
بعضی وقتام هست که داری از خواب میمیریا ..اما بزور خودتو بیدار نگه میداری بلکه طرف اس ام اسی ، پی امی چیزی بده ..
پوریا
میگن سه موقع دعا برآورده میشه: یکی وقت غروب یکی زیر بارون یکیم وقتی دلی میشکنه من وقت غروب زیر بارون با دلی شکسته دعا کردم خدایا هیچ دلی نشکنه....
پوریا
بــرایِ تـــو میمیـــرم... تــو وانمـود کن کـه تب کرده ای.. همین کـا[!]ت....!
پوریا
تنهایی بد است ،
اما بد تر از آن اینست
که بخواهی تنهاییت را با آدم های مجازی پر کنی
آدم هایی که بود و نبودشان
به روشن یا خاموش بودن یک چراغ بستگی دارد