˙·٠•●♥ ŦᴬТΞოΞᴴ ♥●•٠·˙
بی حضورت هر چه کردم زندگی زیبا نشد ... شاعر شده ام همه واژه هایم دو حر[!]ت تو.... تو.... تو!
˙·٠•●♥ ŦᴬТΞოΞᴴ ♥●•٠·˙
قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض صحبت... از خاطره ایست که نشسته لب حوض... یک طرف خاطره ها! یک طرف پنجره ها! در همه آوازها! حرف آخر زیباست! آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم؟ حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست...
˙·٠•●♥ ŦᴬТΞოΞᴴ ♥●•٠·˙
عادلانه است ... دروغ از تو ... باور از من؟؟؟؟
˙·٠•●♥ ŦᴬТΞოΞᴴ ♥●•٠·˙
سهم من از تو... دلتنگیِ بی پایانیست، که روزها دیوانه ام میکند ... شب ها شاعر!!!
˙·٠•●♥ ŦᴬТΞოΞᴴ ♥●•٠·˙
دلم گرفته است دلم گرفته است به ايوان مي روم و انگشتانم را ... بر پوست كشيده شب مي كشم چراغهاي رابطه تاريكند چراغهاي رابطه تاريكند كسي مرا به آفتاب معرفي نخواهد كرد كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردني است.
˙·٠•●♥ ŦᴬТΞოΞᴴ ♥●•٠·˙
همین روزهاست که می روم ... دلم تنگ می شود... برای تو که هستی و بودنت مثل نبودنت مبهم است. همین روزهاست که می روم نگویی، نگفت!
˙·٠•●♥ ŦᴬТΞოΞᴴ ♥●•٠·˙
وقتــــی نیســــتی.. آنچنان با خیـــالـــت سرخـــوشم که... نبـــودنت را از یـــاد می بــــرم...
˙·٠•●♥ ŦᴬТΞოΞᴴ ♥●•٠·˙
يادم باشد، از خاطراتت كه گذشتم، كمى از تنهايى ام لذت ببرم!
˙·٠•●♥ ŦᴬТΞოΞᴴ ♥●•٠·˙
اين روزها با غريبه ای که در من می خواند الفتی ندارم می خواهم به جای شعر نام تو را بنويسم تا دلم بنشيند و نگاهت کند کاش می شد زير بارانی که در دلم می بارد قدم می زدی تا من می نشستم و غزل چشمهايت را دوره می کردم...
˙·٠•●♥ ŦᴬТΞოΞᴴ ♥●•٠·˙
بود و نبودت دیگر فرقی نمی کند؛ این روزها "بی بهانه" میشکنم...
˙·٠•●♥ ŦᴬТΞოΞᴴ ♥●•٠·˙
من رفـتم و تـو فـقـط گـفـتی بـرو بـه .... مـدت هـاست کـه بـی تـابـم... بـی تـاب بـازگـشـتت و ... کلـام آخـرت راسـتی ... "بـه سـلامـت" بـود یـا "بـه جـهـنــم" ...؟؟؟!
˙·٠•●♥ ŦᴬТΞოΞᴴ ♥●•٠·˙
این نیز بگذرد هنوز هم میگویم... اما حال میدانم آنچه میگذرد!!! عمر من است نه سختی ها...