مهدیس
و آنگاه که برای نوشته هایت ، فولدری می سازند به نام .. چرت و پرت های مهدیس !!
مهدیس
مارهاقورباغه ها را مي خوردند و قورباغه ها غمگين بودند ...قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردند.. لك لك هامارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند ..لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها ...قورباغه ها دچار اختلاف ديدگاه شدند.. عده اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده اي ديگر خواهان باز گشت مارها شدند ...مارها باز گشتند و همپاي لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند ...حالا ديگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه براي خورده شدن به دنيا مي آيند... تنها يك مشكل براي آنها حل نشده باقي مانده است ...."اينكه نمي دانند توسط دوستانشان خورده مي شوند يا دشمنانشان"
مهدیس
روشنی بخش از آنم که بسوزم چون شمع ... رو سپیدی بود از بخت سیاهی گاهی
مهدیس
ساقیا جام می ام ده که نگارنده غیب .. نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد
مهدیس
مجسمههای زیبای سه بعدی کاغذی!!
تصاویر متعلق به یک خیابان در اسپانیا میباشد که در فستیوال های سالیانه ای که برگزارد میشود اشخاص مختلف خود را به صورت مجسمه در میاورند و برای ساعت ها به یک حالت و بدون حرکت می ایستند. آنها در مقابل این کار زیبا توسط شهروندان و توریست ها مبالغی را به صورت هدیه دریافت میکنند.
15 سال و 7 ماه و 29 روز و 7 ساعت و 43 دقيقه قبل