دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

mary
زن
امتیاز: 356

دنبال‌شدگان

(35 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(86 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

mary
mary

@یاورهمیشه مؤمن صدایم کن ، که صدایت آرامش وجود من است! نگاهم کن ، که درون چشمانت برایم طلوع یک دنیا عشق ومحبت است! دعایم کن ، که دعای توتضمین فرداهای زیبای با تو بودن است! نوازشم کن ، که دستان پر مهرت گرمی گونه های سردوخیسم است! باورم کن ، که با باور تو من عاشقترینم!

این ارسال را بازنشر کرده است.
mary
mary

روزي مردي , عقربي را ديد که درون آب دست و پا مي زند . او تصميم گرفت عقرب را نجات دهد , اما عقرب انگشت او را نيش زد. مرد باز هم سعي کرد تا عقرب را از آب بيرون بياورد , اما عقرب بار ديگر او را نيش زد . رهگذري او را ديد و پرسيد:"براي چه عقربي را که نيش مي زند , نجات مي دهي" . مرد پاسخ داد:"اين طبيعت عقرب است که نيش بزند ولي طبيعت من اين است که عشق بورزم زندگي گل سرخي است كه گلبرگهايش خيالي و خارهايش واقعي است

mary
mary

یک مرد بزرگ با شیوه رفتارش با مردان کوچک عظمت خود را نشان می دهد

mary
mary

رفتم به کنار رود - سر تا پا مست – رودم ، به هزار قصه ، می برد ز دست چون قصه ی درد خویش با او گفتم لرزید و رمید و رفت و نالید و شکست

mary
mary

می د ونی فرق اموزگار با روزگار چیه؟ اموزگار اول درس می ده بعد امتحان می گیره .ولی روزگار اول امتحان می گیره بعد درس می ده

mary
mary

سلام عید همه مبارک

mary
mary

پارسال همت مضاعف رو فقط عزرائیل فهمید، امسال هم جهاد اقتصادی رو فقط ربع سکه!!

mary
mary

من هم خیلی دوستش داشتم ولی سر راه یکی را دیدم که هم دوستش داشت و هم احتیاجش داشت. ولی من فقط دوستش داشتم!!

mary
mary

سلام

mary
Attractive-Candles-01.jpg mary

تقدیم به عزیزتزینم در زندگی تقدیم به تو کی دیوانه وار عاشقت هستم(رضا):هر چه زیباست مرا یاد تو می اندازد آن که بیناست مرا یاد تو می اندازد تو که نزدیک تر از من به منی می دانی دل که شیداست مرا یاد تو می اندازد هر زمان نغمه ی عشقی است که من می شنوم از تو گویاست ، مرا یاد تو می اندازد دیگران هر چه بخواهند بگویند که عشق بی کم و کاست مرا یاد تو می اندازد ساعتی نیست فراموش کنم یاد تو را غم که با ماست مرا یاد تو می اندازد

mary
mary

تقدیم به رضا : تو معناي تمام واژه هاي مني براي عاشقانه هايم به دنبال واژه مي گردم... تو بازهم در من ظهور مي كني...تو باز هم مرا به دنياي خود مي بري.... تو باز هم مثل هميشه به اوج مي بريَ...به ناكجا.... لبخند كه مي زني پرنده ي دلم بال بال مي زند... با اين دل پر بريده چه كنم؟... مي خواهم از آنجايي بگويم كه نگاهم در نگاهت حل شد....من عاشق تر شدم

mary
mary

تقدیم به امید زندگانی ام، تقدیم به شکوه شب و شکوه مهتاب، تقدیم به اشکهای سوزان روی کوه گونه هایت ، تقدیم به خنده های دلنشینت و نگاه های پنهانت . تقدیم به تو ای خیال من ای آسمان قلبم و ای سرچشمه ی الهام من تقدیم به تو ای محبوب ترین قلبم. تقدیم به تو که یادت از فکر من ، عشقت در قلب من ، و نگاهت همیشه در ذهن من ماندگار و عطر مهربانیت همیشه در وجودم جاریست .

mary
mary

ديروز شيطان را ديدم. در حوالي ميدان بساطش را پهن كرده بود؛ فريب مي‌فروخت. مردم دورش جمع شده‌ بودند، ‌ هياهو مي‌كردند و هول مي‌زدند و بيشتر مي‌خواستند. توي بساطش همه چيز بود: غرور، حرص،‌دروغ و خيانت،‌ جاه‌طلبي و ... هر كس چيزي مي‌خريد . و در ازايش چيزي مي‌داد. بعضي‌ها تكه‌اي از قلبشان را مي‌دادند . و بعضي‌ پاره‌اي از روحشان را. بعضي‌ها ايمانشان را مي‌دادند . و بعضي آزادگيشان را. شيطان مي‌خنديد. و دیروز هر روز تکرار می شود.

mary
2.jpg mary

دير گاهيست كه تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها شده ام دگر آيينه ز من بي خبر است كه اسير شب يلدا شده ام من كه بي تاب شقايق بودم همدم سردي يخ ها شده ام كاش چشمان مرا خاك كنيد تا نبينم كه چه تنها شده ام...

mary
mary

ترا افسون چشمانم ز ره برده ست و می دانم چرا بيهوده می گوئی، دل چون آهنی دارم نمی دانی، نمی دانی، كه من جز چشم افسونگر در اين جام لبانم، باده مرد افكنی دارم چرا بيهوده می كوشی كه بگريزی ز آغوشم از اين سوزنده تر هرگز نخواهی يافت آغوشی نمی ترسی، نمی ترسی، كه بنويسند نامت را به سنگ تيره گوری، شب غمناك خاموشی بيا دنيا نمی ارزد باين پرهيز و اين دوری فدای لحظه ای شادی كن اين رؤيای هستی را لبت را بر لبم بگذار كز اين ساغر پر می چنان مستت كنم تا خود بدانی قدر مستی را ترا افسون چشمانم ز ره برده است و می دانم كه سرتاپا بسوز خواهشی بيمار می سوزی دروغ است اين اگر، پس آن دو چشم رازگويت را چرا هر لحظه بر چشم من ديوانه می دوزی