دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

mary
زن
امتیاز: 356

دنبال‌شدگان

(35 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(86 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

mary
mary

در گفتن عیب کسی شتاب مکن شاید خدایش بخشیده باشد.

mary
mary

تکيه به شونه هام نکن من از تو افتاده ترم ما که به هم نمي رسيم بسه ديگه بزار برم کي گفته بود به جرم عشق يه عمري پرپرت کنم حيف تو نيست کنج قفس چادر غم سرت کنم من نه قلندرشبم نه قهرمان قصه ها نه برده اي حلقه به گوش نه ناجي فرشته ها من عاشقم همين و بس غصه نداره بي کسيم قشنگيه قسمت ما ست که ما به هم نمي رسيم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

mary
mary

بابا به خدا اسمم ماری هست به جون خود خدا

mary
mary

نمیدانم آسمان چگونه است و زمین چه سان که در هر چه مینگرم تو را میبینم، نمیدانم به چه می اندیشم که روز هست خود را از یاد برده ام ، تنها چیزی که میدانم این است که هر چه دورتر میروی یادت نزدیک تر میآید و هر چه کمتر تو را میبینم نقشت بیشتر در دلم مینشیند

mary
mary

چگونه ميتوان در اين دنيا زندگي کرد ؟ دنيايي که در آن آدم ها روزي چندين بار عاشق مي شوند دنيايي که در آن عشق را تنها در ويترين کتابفروشي ها ميتوان يافت دنيايي که در آن محبت و صداقت مرده و جاي آنها را بي وفايي و دروغ گرفته دنيايي که در آن دروغ عادت بي وفايي قانون و دل شکستن سنت است

mary
mary

سلام به دوستان

mary
mary

خبرنگار رفته تو یه روستا سوال میکنه با یارانه تون چیکار کردین؟ مرده میگه: قبض هامونو پرداخت کردیم، چندتا قسط دادیم، شهریه دانشگاه دخترمو دادیم، یه تراکتور هم خریدیم! تازه یه مقداری هم پس انداز کردیم!!

mary
mary

طرف سوار اسب شده، عکسشو گذاشته [!] بوک، میگه اون بالاییه منم!!

mary
c4823494eb5e0cb888724b251ddb40fb.jpg mary

باده بده ساقيا،ولى ز خم غدير چنگ بزن مطربا،ولى به ياد امير وادى خم غدير،منطقه نور شد باز كف عقل پير،تجلى طور شد

mary
mary

گریه مکن که سرنوشت گر مر از تو جدا کرد عاقبت دلهای ما با غم هم آشنا کرد با غم هم آشنا کرد چهره اش آیینه ی کیست او که با من روبرو بود درد و نفرین بر سفر باد این گناه از دست او بود این گناه از دست او بود ای شکسته خاطر من روزگار از جان من ای درخت پر گل من نو بهارت ارغوان داد ای دلت خورشید خندان سینه ی تاریک من سنگ قبر آرزو بود سنگ قبر آرزو بود آنچه کردی با دل من قصه ی سنگ و صبور بود من گلی پژمرده بودم گر تو را صبرم بود ای دلت خورشید خندان سینه ی تاریک من سنگ قبر آرزو بود سنگ قبر آرزو بود سینه ی تاریک من سنگ قبر آرزو بود سنگ قبر آرزو بود ای شکسته خاطر من روزگار از جان ما باد ای شکسته خاطر من روزگار از جان من ای درخت پر گل من نو بهارت ارغوان داد ای دلت خورشید خندان سینه ی تاریک من سنگ قبر آرزو بود سنگ قبر آرزو بود سنگ قبر آرزو بود سنگ قبر آرزو بود

mary
mary

اگه يه روز نشه که ديگه با تو باشم برات می نويسم خدا نخواست ما با هم باشيم ولی بدون اون روز روزه مرگ عشق منه فراموش مکن تا باران نباشد رنگين کمان نيست تا تلخي نباشد شيريني نيست و گاهي همين دشواري هاست که از ما انساني نيرومند تر و شايسته تر مي سازد خواهي ديد ، آ ري خورشيد بار ديگر درخشيدن آغاز مي کند

mary
mary

تو را به جای همه مردانی که نشناختم دوست دارم . تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیستم دوست دارم . برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می‌شود و برای نخستین گل‌ها تو را به خاطر دوست داشتن دوست دارم . تو را دوست می‌دارم برای خاطر فرزانه‌ گی‌ات که از آن من نیست به رغم همه آن چیزها که جز وهمی نیست دوست دارم برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمی‌دارم می‌اندیشی که تردیدی اما تو تنها دلیلی

mary
mary

دستمو دراز كردم دستشو بگيرم با اينكه ميدونستم دستم نميرسه بهش . همه زندگي من شده بود با اينكه هنوز جانكرده بودم خودمو تو دلش . ازم خواست ديگه نبينمش با اينكه دل بسته بودم بهش . منو تنها گذاشت با اينكه موندم هنوز منتظرش . اون ديگه منو نميخواد ولي من ميمونم تا آخر زندگي منتظرش .

mary
mary

بارالها . . . تنها تو قادری بر از بین بردن غمهايم و تنها تو قادری عيبهايم را بپوشانی و تنها تو قادری گناهانم را ببخشی و بيامرزی بر من که بنده توام ، اگر تو رحم نکنی اگر تو نبخشی و نیامرزی اگر تو پناه من و تنهایی های من نباشی چه کسی بهترین پناه دهنده ، بی پناهی من است ؟؟؟ چه کسی ؟وقتی می دانم تویی پناه همه بی پناهان پناهم ده که بی پناهم ...

mary
mary

خدایا تو دستم را بگیر که اگر تو دستم را بگیری هرگز طعم بی کسی را نخواهم چشید... ای که همه ی هستی به تو وابسته است و ای پروردگار مهربان من!!! وقتی خدا داشت بدرقه ات می کرد گفت: جایی که می ری مردمی داره که میشکننت، نکنه غصه بخوری؟! تو تنها نیستی، من دوست توأم. تو وجودت عشق می ذارم که همراهیت کنه، گرما بهت بده و هستی رو برات قشنگ تر کنه و دلی که خونه ی منه و اشک که یار تنهاییت بشه اینو بدون هر جا حس کردی که از بلندای مصیبت ها می خوای بیفتی و تا انتهای دره ی نا امیدی سقوط کنی من تو رو محکم در آغوش خواهم گرفت! ... و آخرین موهبت من در دنیا برای تو مرگ است...!!! تا بدونی برمی گردی پیش خودم!