بعد یام میاد کوچلو که بودم بزرگترین آرزوم خریدن یه آدم آهنی بود هچی هنوز که هنوزم بابا مامانمو مِنَت میکنم چرا واسم نخریدنش هنوزم تو حسرتشم هییییییییییییییییی
بعد استاد زبان فنیمون گفته برید این دفترچه راهنمایی که تو وسایل الکتریکی هست ترجمه اش کنید بیارید بعد من یه دفترچه را پیدا کردم که یه طرف دیگه اش فارسی نوشته مثلن دارم ترجمه میکنم
بعد امروز کسی که بهم رانندگی یاد میده وقتی که از سر یه کوچه رد شدیم برگشته قبلا هم اینجا یه کار آموز داشتم مثِ تو مظلومو با شخصیتو آقآ بود منو میگی ذوق مرگ
الان داییم زنگ زد مظاهر اینترنت داری برو تو سایت دانشگاهآم غذاها را بخون هرکدومو گفتم تاییدش کن بعد این هر کدومو گفت آره - نه زدم هرکدومو گفت نه - آره زدماصن چه معنی داره آدم باید هر غذایی که میارَن باس بخوره
بعد یادم میاد وقتی دانشگاه قبول شدم دَدی بنده رفت به قول خودش یه کیف مهندسی گرفت یه 2روز اول کیفو بردم دیدم حس نیست یه سر رسید که الان ترم 3ام هنوز همرام میبرم لامصب تموم نمیشه بعدش دیروز دَدی بنده برگشته به کنایه میگه مظاهر کیفو ببرم طرف پس میگره
داشتم دانشگاه میومدم یه بچه که فوقش 6یا 7سالش بود با مزه بود واسش چشمک زدم برگشت گفت: اییششش چه بی ادبخووووو اگه دختر بود یه چیز طرف پسر بود هیچی دیگه تا 20دقیقه داشتم این مسئله را برسی میکردم آخر به نتیجه ای نرسیدم
دیگــــــر دلیلــــــِ برای #زندگـــــــِ کردنمــــ ندارمـــ ولی زندگــــــــِ خودش هزارن دلیل مــــــِ اورد برای من تا ادامه دهمـ این #زندگــــــــِ نکبتــــ بار را.... [فایل]
مثلن بعد مدتی موبایل آدم زنگ بخوره بعد پشت خط رفیق ادم باشه بگه مظاهر فردا زودتر بیا دانشگاه بخندیماز این بگذریم که هدف از خلقت خودمو فهمیدم یعنی من از رفیق هم نباید شانس بیارم
اصن شوما 2 تا عَبَضی از دوستای خوب من تو دنبالرین ......... اهای گل باقالی شلوار کردی اهای سوسمار کله کتری ........ ما خیلی دوستتون میداریم ....... لبخند لظفا
بــآیـَـد #تنهــآیــی رو خــوب بــفـَهـمـم تـــآ بــتــونــم #کــسی رو خــوشبـخــت کنــم : )
12 سال و 11 ماه و 28 روز و 6 ساعت و 29 دقيقه قبلالآنــم تنــهآ #نیستَــم حتــی 1دَقیــقــه بــآ تنهـــآیی کــه #بهتــریــن رَفـیـقــه