دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

►ℳ@Ž@ђ£Я◄

هیچـﮮ بآبآ فـَـقـَـط בُچآر نَوسآنـــآت شَخصیَتـــی اَم . . . درباره »
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
مرد - مجرد
امتیاز: 5715

دنبال‌شدگان

(660 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(750 کاربر)

گروه‌ها

(79 گروه)

بازدید

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
1231161_707087332639321_1733832958_n.jpg ►ℳ@Ž@ђ£Я◄

یــه روزَم آسـِـمــون مَــنَــم میــشــه . . .

نیلـツــو
نیلـツــو

@►ℳ@Ž@ђ£Я◄ بـــگـو از کجـا آوردی اون چشــای مثـل ؟!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

گيـتـار ميزنم آروم ميشم يعنى اگه ميزدم آروم ميشدم فى الواقع اگه داشتم ميزدم آروم ميشدمدر حقيقت اگه داشتم و بلد بودم ميزدم آروم ميشدم

این ارسال را بازنشر کرده است.
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

بعضی وقتآ که به آیندم فکر میکنم میگم که چه اتفاقی واسم میوفته یه موضوع هست که همیشه نیشمو تا بَنــآگوشم باز میکنه که یه روزی یکی بهم میگه: بعد انقَد ذوق میکنم که نگوووو فکرشم قشنگه من عاشق اینم , که عمری از بگیرم این روزآ را . . .

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

چند روز پیش همراه مادرم بودم از کنار یه ساعت فروشی رد شدیم بعد به مامانم میگم پول بده ساعت بگیرم گفت: چِقَدِ هست گفتم: خوبش از 150به بالا گفت: باشه هر وقت زن گرفتی به زنت بگو واست بگیره ,اصن محبت موج میزنه

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
در خاطرات

بعد چند روز پیشا تو هواپیما(مینی بوس) بودم یه بچه کوچولو موچولو بعد موهاشم طلایی بعد چشم هم آبی ازون قشنگاش جلوم بود انقدر باش بازی کردم که نگووووو یه یارو کنارم نشسته بود کارایه منو میدید دیدم تسبیح دست گرفت فکر کنم داشت واسم دعا میکرد

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

یه روز که با رفیقم با این مینی بوس دهه شصتی میرفتم یونیورسیتی دوستم هواسش به موبایلش نبودم منم کِش رفتمش بعد که از هواپیما پیدا شدیم وقتی مینی بوس رفت تو افق رفیقم مظاهر بد بخت شدم موبایلم جا گذاشتم چیکار کنم بعد رنگش به روش نبود بعد که من حال کردم تریپ جدی برداشتم داداش بیا داشتی پیاده میشدی جاگذاشتی من گرفتمش یادم رفت بگم که دسته منه رفیقم: قربونت برم داداش دمت گرم خیلی با مرامی بعله یه همچین موجود نازیم

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

بعد مثلن استادا یه همتی میکردن من این ترمو قبول شم قول میدم از ترم بعد درس بخونم یادش بخیر ترم قبلم همینو میگفتم

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
در رفیق

از اونجایی که رشته @فوژان برقه من دلیل اینکه چرا این بشر 6میزنه یا چرا همه چیز میخواد کوفت کنه را فهمیدم چون فاز ونولش قاطی کرده تازشم اسمشم به رشته اش میخوره دیدن سیم فشار قوی را بهم میزنن صدای ژ کشیده میده منظور همون فوژژژژژژژژژژژژانِ

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
در خاطرات

در راستا پست قبیلم میخوام یه اعترافی کنم من کوچیک بودم سنجاقک قرمزآ را میکشتم بعد میدادم سنجاقک سیاه ها تا اونآ را بخورن ومیخوردن من ذوق میکردم

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

دیشب این سنجاقک بدشانس سر از اتاق من در آورد بعد منم کلی باهاش بازی کردم آخرا دیدم میگه آمدم اَندَر اتاق تو غلط کردم,غلط من چه کردم این چنین بر روزگار من میکنی هیچی دیگه ولش کردم رفت

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

امروز مادرم سر ناهار برگشته میگه دیشب خواب دیدم واست رفتیم خواستگاری (منو میگی اون لحظه )من:ادامه بده مامی هیچی رفتیم خونشون بعد دختره کشیدم کنار گفتم واسه پول که نمیخوای بهاش ازدواج کنی(نمیدونم واسه چی اینو گفت نیست رو گنج نشستم شپش دار تو جیبم بندری میزنه) دختر برگشته گفته نه بخدا من مظاهرو دوست دارم ,عاشقشم(من میگی ) بعد من به مامانم میگم خوشگل بود میگه نه زشت بود باخنده پس یعنی خوشگل بود یعنی کی میتونه باشه

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
در خاطرات

مادرم زنگ زد مظاهر برنج رو گازه توش آب بریز گاز روشن کن منم هواسم پرت بود همه را ریختم رو گاز شوهر خانه دار خوبی میشم

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
در وقتی...

استاد آدم میاد تو کلاس درس میده همه اینطورین هیچی حالیشون نمیشه میگه: یه مُشت چوپون تو کلاس جمع شدن /

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
27102456071802349245.jpg ►ℳ@Ž@ђ£Я◄
در میکده

یـــه میشــه کــه مثــل , تــو هــم بــآ غصه هــآت میشــی . . .

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

امروز قرار بود واسه استادم انگلیسی کنفراس بدم همین که رفتم جلو دیدم هواسش نیست شروع کردم ای دِ نیم آف گآد دیدم نه واقعا فکرش جایه دیگه اس هر کلمه تو سریال یا فیلمایی که دیده بودم گفتم اصن ربطی هم نداشتن تلفظش بماند دیدم کلمه کم اوردم میگفتم آیم گو ,های , فور الکتورنیک دیدم استاد داره بو میبره گفتم استاد بسته دیگه خسته شدم امتحان داشتم زیادنخوندماستاد نه اتفاقا خوب بود بچه ها میدید همشون از بس جلو خندشونو گرفتن سرخ شدن من سری رفتم بیرون فرش زمین شدم

این ارسال را بازنشر کرده است.