شهریار میگه:پدر عشق بسوزد که دراورد پدرم فکر کنم استعاره از پدر عشق همون پدر زنه که داره جلو پاش سنگ میندازه که شهریار برای تسکین دردش بهش میگه پدر سوخته حالا این وسط یه نکته وجود داره شهریار به پدر پدر عشقش چیکار داره چون وقتی به پدرزنش میگه پدر سوخته یعنی به پدربزرگه میگه احتمالا پدر بزرگه داره داره این وسط دم تکون میده تفسیرگر :مظاهر
بعلخره امروز نيمه گمشدمو پيدا کردم رفتم جلوي ايينه يه يارو بود عين خودم جدي ميگما هر کاري هم ميکردم انجام ميداد حتي زبونمو کردم تو دماغم اونم همين کارو کرد فهميدم نيمه گمشدمه چشمام پر اشک شد سجده شکر بجا آوردم بعد رفتم قرصهامم خوردم خوابيدم
تو تلویزیون داشت فیلم پلیسی میداد بعد آقا پلیسه داشت تاثییر یه روان گردانو میگفت که: باعث نوسانات شخصیتی دیوانگی خوددرگیری بعد یهو خواهرم زد زیر خنده میگه اینا را که داداشم دارهمن:
بعضيآ هم هستن@*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜƷ *°• هروقت که رهسپار يوني ميشن يه تيپي ميزنن مثلن گاهي يدست ميپوشنبعضي اوقات به قول خودشونرنگين کمون ميشن بعد من تو اين عکس گلچيني از رنگ بندي اين موجود عزيزمون رونمايي کردم باشد که رستگار شود
یه ساعت پیش رفتم گازو روشن کردم ماکارانی گذاشتم گرم شه تا میل کنم 1ساعت بعدیادم اومد اومد غذا روگازه گفتم: آخ آخ آخ غذا سوخت سریع رفتم دیدم پنجره باز بود گاز خاموش شد خبر خوب اینه که نه غذا سوخت نه من منفجر شدم
بــآیـَـد #تنهــآیــی رو خــوب بــفـَهـمـم تـــآ بــتــونــم #کــسی رو خــوشبـخــت کنــم : )
12 سال و 11 ماه و 28 روز و 15 ساعت و 50 دقيقه قبلالآنــم تنــهآ #نیستَــم حتــی 1دَقیــقــه بــآ تنهـــآیی کــه #بهتــریــن رَفـیـقــه