دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

►ℳ@Ž@ђ£Я◄

هیچـﮮ بآبآ فـَـقـَـط בُچآر نَوسآنـــآت شَخصیَتـــی اَم . . . درباره »
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
مرد - مجرد
امتیاز: 5715

دنبال‌شدگان

(660 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(750 کاربر)

گروه‌ها

(79 گروه)

بازدید

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
1231161_707087332639321_1733832958_n.jpg ►ℳ@Ž@ђ£Я◄

یــه روزَم آسـِـمــون مَــنَــم میــشــه . . .

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

رفیقم پیام داده عموش اوکی رفتن خاستگاری برای رفیقماز بابای دوستم گرفته الان نمیودم چرا این وسط نیش من باز شده لامصب بسته هم نمیشه الانم پیام داده یکی از شاهدهایه عقد باس تو باشی

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

الان رفیقم پیام داده مظاهر واسم دعا کن من :چی شده رفیقم: عموم رفته با بابام درباره نگار صحبت کنه(مخاطبش) از لحاظ قَصد ازدواجی بودن نه بره لوش بده هییی یه عروسی اوفتادیم

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

امروز حساب كردم ديدم به طور ميانگين روزانه بين100تا 150 تا دختر بهم مسيج ميدن واسه دوست شدن باهاشون يعني كور بشم اگه دروغ بگماوه چرا همه جا تاريك شد چراغارو كي خاموش كرد؟

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

مادرم : مظاهررررر پرده بکش سَرت معلومه من :خو چی میشه مگه مامی: موهات بلنده فکر میکنن زنی اصن من کشته مرده این حس مادرانشم

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

از وقتی از مشهد اومدیم هروقت میخوام برم سروقت سوغاتیها یه دفعه یه صدایی میگه :مظاهررررررررر نخور مهمون میاد الان وضعیت وخیم تر شده میگه برو تو اتاقت خودم واست یدونه گَز میارم مامی من چه کردم این چنین بر روزگارم میکنی اصن من راضی نیستم مهمونآ بخورن

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

دکتر هم دکتُرآ قدیم مثلن قرار بود @ســآرا چهار تیر خاله شه ولی 1تیر خاله شد البته همه جا یه درصد خطایی وجود داره مبارک خاله سارا را از طرف من بعدشم 3تیر سالروز شدنشه خوشآ به سعادتش

این ارسال را بازنشر کرده است.
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

یه بار حالا من بدون نَردبون رفتم پشت بوم حالا هی مامی بندهمظاهر برو فلان وسیله را بیار باز نمیدونه که من حوصله نداشتم نردبونو بیارم بعد ببرم سر جاش واسه همین بدون نربون رفتم

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

الان آهنگ کنسل مجید خراطها گوش میدم اصن حس تیغو برداشتنو رگو زدن دارم بسی ناجوانمردانه ولی تو خونمون وان نداریم چه وضعیه این روحانی داره چیکار میکنه

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

یکی از آرزوهآم این بود که یه نقاش بشم بعد تصویر هرکسو که دوست داشتم بکشم بعد از اونجایی که عَجول تشریف دارمو حوصله ندارم بیخیال این آرزوم شدم هیچی فقط خواستم در جریان باشید یه وقت نگید ذوق هنری نداره

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

میفرماید آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به پدر برقصآ جان برقصآ از پا و سر بریدی بی‌پا و سر برقصآ ای خوش برقصآعجب شاعرآ منحرفی داشتیمآ

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
در خاطرات

چند وقت پیشا دوتا موجود خبیث @علیرضا و @*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜƷ *°• داشتن منِ طفل مظلوم اذیت میکردن فی الواقع منم کم نمی اوردم بعد یه دفعه دلم هوس آلوچه کرد بیخیال بحث شدم رفتم سر یخچال این وسط بخاطر فاصله ایی که افتاد سارا پ .خ داد مظاهر دوست خوبم اگر با حرفام باعث شدم ناراحت بشی معذرت میخوام من اون لحظه => انگاری داشت نامه خدافظی میداد حس جدایی مظاهر از سارا و عَیضا بهم دست داده بود

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
فقط نی نی
فقط نی نی

والآ این مسافرت ما چیز خاصی نداشت ولی یه عبضی بود که همیشه بغلم بود اصن دیونشم هرجا میرفتیم فقط به لامپ و روشنایی خیابون نگاه میکرد اصن مَنگ میشد طوری که دهنش باز میشد انگاری از تعجب مغزش داره میره تو کما عاشق خندهآشم

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

پسر عموم داشت اس بازی میکرد گفتم با چند نفر اس بازی میکنی گفت دونفر باهم دختر خاله اند من :چطوری میگه یه روز که با یکشون قرار داشتم دختر خاله اش هم باش اومد بهم گفت داداش نداره منم داداش شدم یعنی من الان کشته مرده پیوند خواهر برادریشونم

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
Photo-Skin_ir-Love499.jpg ►ℳ@Ž@ђ£Я◄

وایییییی امروز تولد آجی منه که @نیلـツــو تولدت مبارک ایشالله همیشه زنده باشی ایزی لایف پوشاک شیک پوشان هیییییی آجی 3روز اومدیم شهرتون زهرمارم شد تو هم بهم بستنی ندادی اینم شد قوز بالا قوز

این ارسال را بازنشر کرده است.
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
در خاطرات

الانم از مشهد اومدم اصنم خوش نگذشت 3روز بودم یه سره خوابیده بودم جایی نرفتم هیچی هم نخریدم آخرین روز بختم باز شد رفتم حرم اونم پسر دایی-م بغلم بود یه سره گریه میکرد اصن نمیدونم چی شد امروزم تو راه با تریلی کردیم در ماشینمون سمت کاملا لِه شد بد بختی هنوز زندم این بود سفر زهر ماری من