ازت چیزی نمیپرسم با اینکه
شدم با این همه غصه همآغوش
یکی باید میومد توی دنیات
که با قدرت بتونی رد شی از روش
ازت چیزی نمیپرسم با اینکه
چشای هردوتامون گریه داره
چه میدونه کسی شاید به روزی
بازم همدیگه رو دیدم دوباره
یه روزی میشه که مثل من اینجا
تو هم با غصه هات هم تخت میشی
من اینقدر مرد بودم که ببینم
تو داری با کسی خوشبخت میشی
یه روزی میشه که مثل من اینجا
تو هم با غصه هات هم تخت میشی
من اینقدر مرد بودم که ببینم
تو داری با کسی خوشبخت میشی
نه با فکر من آروم میشه دنیات
نه با فکر تو آروم میشه قلبم
تو اینقدر تو فکر خودت بودی که حتی
نفهمیدی من از این خونه رفتم
با این حالی که من دارم نمیشه
یه روزم مثه سابق زندگی کرد
یه روز میفهمی من چی گفته بودم
شاید اون روز حق دادی به این مرد
یه روزی میشه که مثل من اینجا
تو هم با غصه هات هم تخت میشی
من اینقدر مرد بودم که ببینم
تو داری با کسی خوشبخت میشی
یه روزی میشه که مثل من اینجا
تو هم با غصه هات هم تخت میشی
من اینقدر مرد بودم که ببینم
تو داری با کسی خوشبخت میشی
@✿.•*´BITA ✿.•*´ یه وقت فکر نکن تک خورم اون دفعه تو مهمونم کردی حالا من کاری ندارم غذاهات درجه 3 بود واسه منو نگاه سیب زمینی سرخ کرده هم داره نوشابه نگو حتی لیوانشم مارک داره اگه رژیم داری بگو تا من
تو روح هرچی استاده بهمون گیر داد برین یه مقاله انگلیسی که به درشته تون ربط داشته باشه بیارین از حفظ کنفرانس بدین من الان دارم از رو را مینویسم اشباه مینویسم بیام کنفرانس بدم اونم انگلیسی منی که همیشه امتحان زبانو 10.20.30.40میزدم والآ
دیشب مادر بزرگم برگشته میگه یعنی من اونقدر زنده هستم عروسی نوه ام را ببینم از اونجایی که من بزرگترین نوه ام منظورش من بودم من :کار ندارم پول ندارم زن واسه چی بگیرم میگه تو زن بگیر اونا با من راستی زن خوب سراغ ندارین؟؟؟
ساعت 00:00:01 بامداد 1392/2/27 بعله ديگه تَفلدِ @ســآرا خانومه میخواستم یه جمله ای یا متنی پیدا کنم که برات بزارم چیزی پیدا نکردم ولی ایشالآ به آرزوهات برسی همیشه شاد باشی و بخندی . . .همین راستی اینام کادوهایه تولدت
الان بابام اومد تو اتاقم دستشم اسپره حشره کش میگم نمیخواد بزنی پَشه نیست میگه تو نمیبینی موقع خوابیدن میان گرفت کُل اتاقو عطر افشانی کرد بعد در اتاقو بست رفت بیرون انگار نه انگار من تو اتاقم
این پسر دایی منه دیشب که منزلشون قدم رنجه فرمودیم گرفتمش انداختمش رو تخت آقا من آموزش شروع کردم تو عکس اولی میبینید انقد فشرده شروع کردم هنگ کرده بعد کم کم باهام خو گرفت نیشش باز شد بعد میخواستم چندتا فحش یاد بدم دیدم هنوز به سن حرف زدن نرسیده البته جزوه پروژهایه آیندمه
بــآیـَـد #تنهــآیــی رو خــوب بــفـَهـمـم تـــآ بــتــونــم #کــسی رو خــوشبـخــت کنــم : )
12 سال و 11 ماه و 27 روز و 19 ساعت و 14 دقيقه قبلالآنــم تنــهآ #نیستَــم حتــی 1دَقیــقــه بــآ تنهـــآیی کــه #بهتــریــن رَفـیـقــه