بعد چند وقت پیشا که رفته بودم عروسی هرکس منو میدید میگفت ایشالآ همین روزآ عروسی تو بیایم من: چطوری مگه کسی واسم سراغ کردین حالا نشونم بدین شاید خوشم اومد اونآ: چقد پُررویی مظاهر ملت دیوانه اند خودشون یه حرف میزنن باز منو مقصر میگرند وآلآ
به بابام میگم هروقت داری بازنشست میشی منو جای خودت ببر البته تو بخش پلیس سایبری میگه :من اونجا آبرو دارم نمیخواد بری کم خونه پشت کامپیوتری واسه من میخواد بره پلیس سایبریمن از دست این بابام آخر معتاد میشم حالا ببینید
#اعتراف میکنم بچه بودم مغزم اصن کار نمیکرد هرچند الانم اینطوریه یادمه پیش خونه مادر بزرگم یه دره شیبشم تند بود بعد یه درختی کنار این دره بود طناب میبستم دور درخت یه طرف دیگه را میبست دور کمرم میرفتم پایین آخه اون موقعه شبکه یک سریال گروه امداد نشون میداد منم نیست روم فیلما تاثیر میزاره اینکارو میکردم
به بابام میگم ریشمو پروفسوری بزنم میگه: مظاهر با این کارات یه وقت دیدی برق 3فازم تو گرفت خوددآنی هیچی دیگه از این به بعد تصمیم گرفتم با بابام تو همه کارآ مشورت کنم چون ممکنه عواقب بدی واسم داشته باشه
بعد ديروز بابام اومد ميگه بيا بشين ميخوام باهات درباره درس نخوندنت صحبت کنم من بعد ديدم بابام منو ميبنه ميخنده ميگه مظاهر جدي باش دارم جدي حرف ميزنم من بابام: آخر آدم نميشي#نکته اينه که من اصن لآم تا کآم حرف نزدم قيافمو ميديد ميفهميد همچين آدم برون گرايي ام
امروز بعدظهر خواهرم داشت توپ بسکتبالم بازی میکرد مادرم گفت از پنجره بهش بگو سروصدا نکنه مردم خوابنحالا بینید من بهش گفتم: انقد توپو تَپ تَپ نده من بازی میکنم تَپ تَپ میدم که تو الان داری بازی میکنی تَپ تَپ میدنی بسته انقَد تَپ تَپ نده مردم خوابن من حرف نزنم سبک ترم
اگه منظورت دریا شماله اشکال نداره برو تو اب داری غر میشی
من میام نجات میدم بعد قهرمان زندگیت میشم
هیچی دیگه حسابی لآور میترکونیم
اگه هم تو راه تصادف کردی
فقط یه جور لهو لَوَرده شو نتونن از رو زمین جمعت کنن
که شاید یه تیکه ازت باقی بمونه
دورش مگس جمع شه به آرزوت برسی
ناکام از دنیا نری
بــآیـَـد #تنهــآیــی رو خــوب بــفـَهـمـم تـــآ بــتــونــم #کــسی رو خــوشبـخــت کنــم : )
12 سال و 11 ماه و 27 روز و 15 ساعت و 36 دقيقه قبلالآنــم تنــهآ #نیستَــم حتــی 1دَقیــقــه بــآ تنهـــآیی کــه #بهتــریــن رَفـیـقــه