دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

►ℳ@Ž@ђ£Я◄

هیچـﮮ بآبآ فـَـقـَـط בُچآر نَوسآنـــآت شَخصیَتـــی اَم . . . درباره »
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
مرد - مجرد
امتیاز: 5715

دنبال‌شدگان

(660 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(750 کاربر)

گروه‌ها

(79 گروه)

بازدید

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
1231161_707087332639321_1733832958_n.jpg ►ℳ@Ž@ђ£Я◄

یــه روزَم آسـِـمــون مَــنَــم میــشــه . . .

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

چهارشنبه همین هفته فکر شو کن استاد آدم تو کلاس هی بهت گیر بده که چندتا دوست دختر داری من :استاد نه بابا من دنبال اینکارا نیستم استاد برو گمشو بینم قیآفَت میخوره 4یا 5تا داشته باشی من : همچنان من:

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
k04qrw3lnk7o5ilyr9q.jpg ►ℳ@Ž@ђ£Я◄
در میکده

تــوﮮ ایــن خونــﮧ خـבآیــآ , مَگــه اینجــآ בر نـَـבاره چقـَـבر بــآیـَב کـَـرב بی عِشــق , مَگــﮧ בر و پیکـَـر نـבاره

این ارسال را بازنشر کرده است.
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
در خاطرات

امروز رفیقم بهم میگه چند روزه بیحالی مظاهر سابق نیستی میگم :تموم شدحالا میتونی دهنو ببندی میگه حالا شدی همون مظاهر خودم من دقیقا نفهمیدم چی شد

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

امروز امتحان آیین نامه داشتم بعد موقع امتحان یه خانومی که مثِ سِنجد حرف که نه وِر میزد که این چی میشه تَقلب میخواست هیچی دیگه اطرافیاش بهش تَقَلبِ را رسوندن فکر نکنم یِدونه را خودش زده باشه نکته :همرا افسر یه پسر بود که از قرار معلوم پسر صاحب آموزشگاه بود اینم به اون طرف تقلبِ را رسوند حالا افسر برگه تصحیح کرد گفت بیا تحویل بگیر پنجتآ غلط داشتی برگشته به افسره میگه خیلی بدجنسی واسه یه غلط منو تجدید کردی من این همه تلاش کردم خدایش حق این نیست امروز معنی تلاشو فهمیدم

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
02538201072679910235.jpg ►ℳ@Ž@ђ£Я◄
در میکده

, نمیخــوام کسی ببینــه . . .

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
در وقتی...

استاد آدم میاد تو کلاس درس میده همه اینطورین هیچی حالیشون نمیشه میگه: یه مُشت چوپون تو کلاس جمع شدن /

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
در خاطرات

مادرم زنگ زد مظاهر برنج رو گازه توش آب بریز گاز روشن کن منم هواسم پرت بود همه را ریختم رو گاز شوهر خانه دار خوبی میشم

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

یادمه راهنمایی که بودم مث اروپایی ها با دوچرخه میرفتم مدرسه بعد تو راه بستنی لیوانی میگرفتم وقتی بستنی میخوردم ظرفشو میزاشتم چرخ عقب دوچرخه (بین چرخو گِلگیر) بعد شروع به حرکت میکردم که اولش اینطوری بود ویزززز - ویزززززززز - بعد که سریعتر رکاب میزدم یه سره میشد ویزززززززززززززززززززززززززززززززززززززز - لامصب حس موتور مسابقه ایی بهم دست میداد اصن یه وضعی بود

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

الان داشتم کلیپآ که دیشب مردم ریختن خیابون واسه شادی میدیدم خدا وکیلی همشون واسه خودشون یه پا رقاصن یه پسرِ بود یجور قِر میداد انگاری در خلقتش سهل انگاری شدهیه دخترو پسر اومده بودن وسط خیابون ولوم ماشین بالا هیچی دیگه دیگران را به فیض رسوندن تا باشه از این شادیآ

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

رفتم خونه عموم همین که رفتم تو خونه دختر عموهآم: دیونه اومد من:کاری ندارم بدش کاری کردم از حرفشون پشیمون شن

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
Untitled.jpg ►ℳ@Ž@ђ£Я◄

یکی بیاد منو بیگره این هنو @صــادق هستم SG چشم انتظاره من حالشو بگیرم چشم انتظاری بد دردیه

این ارسال را بازنشر کرده است.
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
487901_3917234309451_1215094467_n (1).jpg ►ℳ@Ž@ђ£Я◄

به رفیقم عکس حمید فدایی که مدله نشون دادم گفتم نیگاه کن همون حالت مویی که من دوست دارم میزنه گفت :آره خیلی خوشتیپه مث تو خر نیست حیف اون موها نبود رفتی زدی اصن تو الاغ واسه چی رفتو موتو زدی خیلی خری مظاهرموضوع یه چیز دیگه بود چرا به من ربط داد

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
08052009483.jpg ►ℳ@Ž@ђ£Я◄

حالا میریسیم به رابطه منو پسر داییم کلن منو این بهم کلی وابسه ایم تا جایی که مادرشو اذیت میکرد مادرش میگفت مظاهر بگیر بخوابونش بعد من از این کلی عکس میگرفتم اینم بهم میگفت عکس عکس چون صداش میکردم ابولفضل نگاه کن میخوام عکس بگیرم فکر کرد اسممه بعد الان بزرگتر شده هروقت منو میبینه میگه داش مظاهر داش مظاهر انگوری بِرد جدید نگرفتی

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
pceb4e84e5f5eb5b27c4d0ae083b16a2a6_9473.jpg ►ℳ@Ž@ђ£Я◄
در میکده

اونـقــدر میــرم تا بــه بیــان ، “خــط های وسط جــاده ” کــه جــای را ندونـن . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
در میکده

نگــار تــازه خیــز مــن , به چشمــان من کجایی , بر سینه ی رسیده رسيده , مردن کجایی كجايي . . .