دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

محمّد حسین حدّادزاده

دوستان، مرسی، فرانسویه! {-گُل-} درباره »
محمّد حسین حدّادزاده
مرد - مجرد
امتیاز: 1296

دنبال‌شدگان

(206 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(200 کاربر)

گروه‌ها

(69 گروه)

بازدید

محمّد حسین حدّادزاده
محمّد حسین حدّادزاده

اِ ـی کـاش مــی شــُ ـد، تَصوّرت را، به ـی بــــ ــسپارم، با مدادی، به معصومیتی، با کودکانه ـیِ زیر لب. تا بر آن مـی کـــ ـــشید، هزاران خــــــــــَـ ـــــــط. 90/10/13

جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿

معرفت نیست درین قوم! خـــــــدایــــــــا! سببــــــی....٬ بعــله!٬ دوستانِ عزیزی که اعتراض میکنن و میگن دخترا آهن پرست شدن، پول پرست شدن یا هرچی اینم مَدِ نظر داشته باشن که هرکی عاشقِ روحشون و خودشون شد رو با چه وضعیتی پیچ دادن!... « یه تجربه ی تلخ هم قاعدتا اگه آدم عاقل باشه بسه برای عوض شدن! » ... {پ.ن: نپیچون برادرِ من! ! } با تشکُّر!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
خـانـوم ِمیکروب ِصـورتـی . .
خـانـوم ِمیکروب ِصـورتـی...

اول مطمئــن بـــاش کــه نمــی ریــــزد بعــد تکیـــه کــــن هــر کســی بــرای آدم تکیــه گـــاه نمــی شــود !

این ارسال را بازنشر کرده است.
فردایی دیگر
فردایی دیگر

من چه گویم که کسی را به سخن حاجت نیست../.. خفتگان را به سحرخوانی من حاجت نیست ../..این شب آویختگان را چه ثمر مژده ی صبح ؟ ../..مرده را عربده ی خواب شکن حاجت نیست .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
هزار ُ یکمین شــَهرزاد
هزار ُ یکمین شــَهرزاد

چ احمقانه زنده ام ، چ وحشیانه نیستی..

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط aynor

یـا هیچگـــاه را نـدیـده ایـــم یـا ایـن ( بهـــار ) نیستــــ !!!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آناهیتا
آناهیتا

« باید باور کنیم تنهایی تلخ‌ترین بلای بودن نیست، ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Amir Hossein
Amir Hossein

آنچه که از دین به دست ما رسیده , نه همه آن است که میتوانست باشد و نه خالی از آن است که میبایست باشد ! .... بسا روایات که از میان رفته و به دست ما نرسیده و بسا احادیث که مجعول است ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
فردایی دیگر
فردایی دیگر

اون وقتا روبروی دانشگاهمون یه پارک بود ..یه عالمه گنجشکم داشت... بیشتر وقتا براشون غذا میبردم....یه گربه سیاه هم بود ..وقتی گنجشکا جمع میشدن غذاشونو بخورن اونم کمینشون مینشست ...منم برای اینکه گربه سیاهه بهشون نزدیک نشه مینشستم روی نیمکت و خوردنشون رو نگاه میکردم....خب گربه سیاهه هم گرسنه بود ..و من هیچ وقت اینو دقت نکردم...تا اینکه یه روز به جای گنجشکا حواسم رفت به گربه سیاهه و خیره نگاه های دزدکیش به گنجشکا و خودم شدم....حسرت چشماش هنوزم اذیتم میکنه ...اون روزم حسرت نگاهش به اون گنجشکا بغضمو شکست ..خیلی از دست خودم ناراحت شدم...از اون به بعد یا نرفتم اونجا یا رفتم و برای اونم غذا بردم.....(اینو الان داشتم تو ذهنم مرور میکردم که چرا؟چرا به حسرت نگاه های همدیگه بی تفاوتیم انقدر ؟..چرا؟..یعنی چقدر خودمونو دوست داریم که دیگری رو یادمون میره؟)

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
سـیـاوشــ
سـیـاوشــ

قسمتی از کمک هایی که بچه های توییتری جمع کردن، و دارن خودشون میبرن به مناطق زلزله زده ... همچنان اگر دوست دارید میتونید کمک کنید

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
محمّد حسین حدّادزاده
محمّد حسین حدّادزاده
در یزد

سلام به دوستان ، من هم یزدی ام! انگار برنامه ای برای میتینگ میخواین داشته باشین، من میکنم (اولین؟) میتینگمون این باشه که هماهنگ کنیم یک جا و با هم بریم بدیم. (برای کمک به زلزله زدگان اخیر شمال کشورمون)

این ارسال را بازنشر کرده است.
μøℌαмα∂ґℯẕαヅ
μøℌαмα∂ґℯẕαヅ

@فوژان بااين كه ميدونم از ديشب اينقدر بهت پيام تبريك اومده كه اين پيام من توش گمه....تولدت مبارك... اينم چند تا كيك خومشل...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آریــَــن
179101_501912499823570_953105808_n.jpg آریــَــن

و شاید رسالتــ ِ تــو شاد کردن ِ دل ِ یکــ فقیر باشد ؛ حــتی به لبخندی . . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
meysam
315382_305001596264765_1643456856_n.jpg meysam

"خاطره شنیدنی از آقای سیدمحمد خاتمی که خواندن آن خالی از لطف نیست." -------------------------------------------------------------------------------------------------- در دیداری که خاتمی با جمعی از دانشجویان داشت پسر ی بلند شد و گفت: تو در این مدت هیچ کاری برای ما انجام ندادی و درغگو هستی! خاتمی گفت: نشنیدم بلند تر بگو ! بار دوم پسر حرفاشو بلند تر تکرار کرد ولی باز هم خاتمی گفت: نشنیدم بلند تر بگو اینبار پسر با صدای بلند تر داد زد... خاتمی گفت: من این کار رو براتون کردم اینکه بتوانید جلوی رئیس جمهورتون بایستید و با صدای بلند حق خودتون رو ازش بگیرید من جرات رو بهتون دادم...

و 12 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.