محمد
عشق یعنی قطره قطره آب شدن… در وفــور اشـک یـار گـــریان شـــدن عشق یعنی بر دلی چیره شدن… دست از جان شستن و مـجنون شـــدن عشق یعنی در حضور باران طوفان شدن… در کنار قاصدک رقصیدن و پرپر شدن عشق یعنی در عمیق قلب یار ساکن شدن… بر دامان وی افتادن و بی جان شدن عشق یعنی در پی باد رفتن و راهی شدن… از فراز کوه ها بگذشتن و پیدا شدن
محمد
ای کـــاش دلـــم اســیـــر و بــیـمار نبود /در بـــنـــد نــــگاه او گــــرفــتــار نــبـود/ من عاشق واو زعشق من بی خـبر است /ای کــاش دل و دلــبــــر و دلـــدار نـبود
محمد
شبی گفتم به قلیانم که از جانم چه میخواهی ؟/ نوشت با خط دود خود به دردت می خورم گاهی/ تو بر من می نهی آتش که درد خود کنی تسکین /من بیچاره می سوزم /تو از حالم چه میدانی !؟
محمد
میخواهى بدانى چه مى کشم ؟ /فقط یکبار سیگار را از آن طرف که مى سوزد بکش !
محمد
نحوه ی جستجوی پسرا تو گوگل :/نرم افزار پارتیشن بندی /نحوه جستجوی دخترا تو گوگل: /چطوری هاردمو به چند تا درایو تقسیم کنم؟/ الان سه تا درایو دارم. میخوام بشه ۶ تا !
محمد
من آمده ام که با تو راهی بشوم /آنی که تو از دلم بخواهی بشوم/ دریا بغلم کن! بغلم کن دریا! /می خواهم از این به بعد ماهی بشوم
محمد
من فکر می کنم مزه ی نان عوض شده /ست آواز کوچه ، لحن خیابان عوض شده ست/ تنها نه لهجه ی دل من فرق کرده است/ حتی صدای گریه ی باران عوض شده ست/ عارف ترین کسی ست/ که پشتش به قبله است/ این روزها که معنی عرفان عوض شده ست/ خانها و خواجگان همه جا صف کشیده اند/ مصداق خان و معنی خاقان عوض شده ست/ سبز و سپید و سرخ چرا قهر کرده اند؟/ آیا سه رنگ پرچم ایران عوض شده ست ؟/ قرآن شکیل تر شده ، انسان حقیرتر /شاید کمی معانی قرآن عوض شده ست /"شیر خدا و رستم دستانم آرزوست"/ شیرخدا و رستم دستان عوض شده ست/ این روزها چقدر قم از دست رفته است/ این روزها چقدر خراسان عوض شده ست/ ما بندگان نفس به سلطانی آمدیم/ سلطان من کجایی؟ سلطان عوض شده ست/ انسان روزگار مرا ای خدا ببین/ انسانیت عوض شده، انسان عوض شده ست/ ایمان بیاوریم که ایمان نمرده است/ ایمان بیاوریم که ایمان عوض نشده ست/
محمد
سخت است ولی مولا، خوب است نمی آیی/ دلتنگ توام اما خوب است نمی آیی/ یک کوفه فریب و غم ، یک شام پر از محنت /آیی تو شوی تنها، خوب است نمی آیی/ یک نیمه ی شعبان را در فکر تو می مانند/ از فکر روی فردا، خوب است نمی آیی/ یک جمعه فقط ندبه، یک هفته فراموشی بود/تو شود رویا، خوب است نمی آیی/ لاف غم عشق تو ذکر همه ی مردم /بنگر به دل آنها، خوب است نمی آیی/ پیش نظر بعضی حاجت بدهی خوبی /اما نه برای ما، خوب است نمی آیی/ یک شام سه شنبه را در کوی تو می آیند/ اما دلشان اینجا، خوب است نمی آیی/ سرداب تو مخروبه، قبر پدرت ویران/ شهر تو پر از اعداء، خوب است نمی آیی /با این همه درد و غم، می سوزی و می سازی/ ای منتقم زهرا، خوب است نمی آیی
محمد
بچه ها دلم گرفته اگه پستام باعث بشه دلگیر شید به بزرگی خدتون ببخشید
محمد
واقعا کسی نیست تنهاییمو پر کنه؟