دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

محمد
مرد - مجرد
امتیاز: 226.05

دنبال‌شدگان

(93 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(79 کاربر)

بازدید

محمد
محمد

ای که می پرسی نشان عشق چیست/ عشق چیزی جز ظهور مهر نیست /عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست/ عشق یعنی جان من قربان اوست

محمد
محمد

به کوه گفتم عشق چیست؟ لرزید./ به ابر گفتم عشق چیست؟ بارید. /به باد گفتم عشق چیست؟ وزید./ به پروانه گفتم عشق چیست؟ نالید. /به گل گفتم عشق چیست؟ پرپر شد./ و به انسان گفتم عشق چیست؟ /اشک از دیدگانش جاری شد و گفت؟/ دیوانگیست!!!

محمد
محمد

دلم با عشق تو عاشق ترین شد/ تمام لحظه هایم بهترین شد/ ولی بی مهریت كار دلم ساخت/ دل تنهای من تنها ترین شد.../

محمد
محمد

میان قلب من عشق تو پیداست/ لبانت مثل گل خوشرنگ و زیباست /مشو غمگین اگر از هم جداییم/ که بی رحمی همیشه کار دنیاست .

محمد
محمد

گر محبت ثمرش سوختن و ساختن است/ یا به دنبال محبت سر خود باختن است/ من به میدان رفاقت گذرم از سر خویش/ تا بدانی که این حاصل دوست داشتن است ./

محمد
محمد

ای اشک ، آهسته بریز که غم زیاد است/ ای شمع آهسته بسوز که شب دراز است /امروز کسی محرم اسرار کسی نیست/ ما تجربه کردیم ، کسی یار کسی نیست . . .

محمد
محمد

گر نیایی تا قیامت انتظارت می کشم.// منت عشق از نگاه پر شرابت می کشم.// ناز چندین ساله ی چشم خمارت می کشم.// تا نفس باقیست اینجا انتظارت می کشم.//

محمد
محمد

سوختن با تو به پروانه شدن می ارزد/ عشق این بار به دیوانه شدن می ارزد/ گر چه خاکسترم و هم سفر باد ولی/ جستجوی تو به بی خانه شدن می ارزد/

محمد
محمد

سفر از فاصله ی دور حکایت دارد /خسته با رفتن احساس رفاقت دارد/ چه صمیمانه به درگاه خدا گویم/ که دلم از دوری دوست شکایت دارد

محمد
محمد

از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست /گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست/ باید که سفر کرد به محبوب رسیدن /اما نتوان کرد دگر قافله ای نیست

این ارسال را بازنشر کرده است.
محمد
محمد

هر که در سینه دلی داشت به دلداری داد /دل نفرین شده ی ماست که تنهاست هنوز

محمد
محمد

دیدی آنرا که تو خواندی به جهان یار ترین/ چه دل آزارترین شد چه دل آزارترین

محمد
محمد

روزگارم بد نیست غم كم میخورم/ كم كه نه هر روز كمكم میخورم /عشق از من دورو پایم لنگ بود /غیمتش بسیار دستم تنگ بود /گر نرفتم هر دو پایم خسته بود/ شیشه گر افتاد هر دو دستم بسته بود/ چند روز یست كه حالم بد نیست/ حال ما از این و آن پرسید نیست /گاه بر زمین زل میزنم /گاه بر حافظ تفعل میزنم /حافظ فرزانه دل فالم را گرفت/ یك غزل آمدوحالم را گرفت /مازیاران چشم یاری داشتیم /خود غلط بود آنچه ماپنداشتیم

محمد
محمد

چه زیبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذیرفتی! چه فریبنده ! آغوشم برایت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم ! چه كودكانه ! همه چیزم شدی ! چه زود ! به خاطره یك كلمه مرا ترك كردی ! چه ناجوانمردانه ! نیازمندت شدم ! چه حقیرانه! واژه غریبه خداحافظی به من آمد! چه بیرحمانه! من سوختم

محمد
محمد

دلتنگی هایت را در کدام رود انداخته ای که تمام ماهی های جهان گوشه گیر شدند؟!