محمد
چند روز پیش کسی گفت /عشق یعنی سر بریده /بر روی پای بی بی سه ساله /عشق یعنی سقای بدون دوست /عشق یعنی مادری در غطله گاه /عشق یعنی بوسیدن رگ بریده بوسیدن /والا بقیه ی عشقا دروغن .
محمد
زندگی عشق است عشق افسانه نیست آنکه عشق را آفرید دیوانه نیست عشق آن نیست که کنارش باشی عشق آن است که به یادش باشی
محمد
(تقدیم بااحترام به دخترای بی احساس)////////////////////////////// چه زیبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذیرفتی! چه فریبنده ! آغوشم برایت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم ! چه كودكانه ! همه چیزم شدی ! چه زود ! به خاطره یك كلمه مرا ترك كردی ! چه ناجوانمردانه ! نیازمندت شدم ! چه حقیرانه! واژه غریبه خداحافظی به من آمد! چه بیرحمانه! من سوختم
محمد
دید مجنون را یکی صحرانورد /بربه رو پشته ای بنشسته فرد /صفحه اش از خاک و انگشتان قلم /بر به روی خاک هی میزد رقم /گفت کای مجنون بی دل کیست این؟ /می نگاری نامه بهر کیست این؟ /گفت: مشق نام لیلی می کنم /خاطر خود را تسلی می کنم/ چون میسر نیست با من کام او /عشق بازی می کنم با نام او
محمد
دنیا محل خنده نیست .آمده ایم بگرییم و مارا نامرد خطاب کنند و خائن تا بمیریم
محمد
هر روز دلم در غم تو زار تر است/ وز من دل بی رحم تو ، بی زار تر است /بگذاشتیم ،غم تو ، نگذاشت مرا/ حقا که غمت از تو وفادار تر است
محمد
تنهای تنهایم در این وا نفسای غمگینی.
محمد
سرسبز ترین بهار تقدیم تو باد /آواز خوش هزار تقدیم تو باد /گویند كه لحظه ای ایست /روییدن عشق آن لحظه/ هزار بار تقدیم تو باد
محمد
گل اگر خار نداشت /دل اگر بی غم بود /اگر از بهر پرستو قفسی تنگ نبود/ زندگی،عشق،اسارت،قهر،آشتی، همه بی معنا بود
محمد
در خلوت من جز تو کسی راه ندارد/ رخسار فریبای تو را ماه ندارد/ غمنامه ی من غصه ی چشمان تو باشد/غیر از تو دلم دلبر دلخواه ندارد .
محمد
کاش میشد بوسه ها را قاب کرد /مثل نامه سوی هم پرتاب کرد/ کاش میشد عشق را تقسیم کرد /مثل یک شاخه ی گل تقدیم کرد
محمد
میشود در آسمان زندگی /یک سبد از غنچه های یاس داشت یا که در سوز و گذاز شمع عشق /مثل پروانه کمی احساس داشت
محمد
احساس تو چون طراوت باران است/ بر زخم شکوفه های گل درمان است/ هر وقت که در هوای تو می چرخم /انگار نفس کشیدنم آسان است
محمد
کاش وقتی آسمان بارانی است ، چشم را با اشک باران تر کنیم/ کاش وقتی که تنها میشویم ،/ لحظه ای را یاد یکدیگر کنیم . . .