میترا
رابطه ای رو که مرده ، هر ۵ دقیقه ۱ بار نبضشو نگیر دیگه مرده
میترا
درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می کنند مابقی یک سال را نود بار تکرار می کنند
میترا
شکوهی در جانم تنوره میکشد گویی از پاکترین هوای کوهستانی لبالب قدحی درکشیدهام. ... در فرصتِ میانِ ستارهها شلنگانداز رقصی میکنم - دیوانه به تماشای من بیا!
میترا
پدر بزرگ رو به نوه: بدو برو قایم شو امروز مدرسه رو پیچوندی معلمت اومده دنبالت نوه: نـــــــه، شما باید قایم شی، من بش گفتم نمیام چون شما مردی
میترا
بــعضی زخمها رو باید درمان کنی تا بتونی به راهت ادامه بدی ... بــعضی زخمها ، ... ... باید باقــــــی بمونه تا هیچوقت راهت رو گم نکنی..!
میترا
زندگی تنها عبور نفس ها نیست ، تداعی لحظه هاییست که به یاد دوست می گذرد !
میترا
غضنفر میره رستوران میگه: غذا چی دارین؟ گارسون میگه : کاستیدگیلینکوفینوستا با لیمو! غضنفر میگه: کاستیدگیلینکوفینوستا با چی!؟
میترا
چه کلمه ی مظلومی است این"قسمت".تمام تقصیر های ما را به عهده می گیرد
میترا
خودم را به شادیِ تو فروختم و ...حواسم نبود که حواست به بهایِ من نیست حال خیالت را می فروشم تا خودم را پس بگیرم
میترا
پلیس به غضنفر: اینجا ماهیگیری قدغنه!!! غضنفر: ولی اینجا تابلو نزدین!!! پلیس: نزدیم که نزدیم، زود باش از بالای اون آکواریوم بیا پایین!!!!
میترا
در رویاهایم هر چقدر هم که می دوم باز به تو نمی رسم !! تو از دور مرا صدا میزنی که بیا ! من می دوم و فاصله ها هنوز برجاست ..... لعنت بر آنکه دایره را شناخت
میترا
نگران نباش حال دلم خوب است !!! نه از شیطنت های کودکانه اش خبری هست... نه از شیون های مداومش ، به وقت ِ خواستن ِ تو ... آرام جوری که نبینی و نشنوی گوشه ای نشسته ، و رویاهایش را به خاک می سپارد
میترا
نیامده ام که در ازدحام این همه پرنده ی خوشخوان زنبیل بگذارم تو تنها پشت پنجره ی چشم ات مشتی مهر که بپاشی کبوتر زخمی دل خود می داند چگونه سهم دانه اش را برچیند