میترا
بگو تمام تو مال من است میخواهم حسادت کنم به خودم...!!!!!!
میترا
به خاطربسپار: جهان یک پرده سینماست؛ تهیه کننده: عمرشماست، کارگردان وفیلمنامه نویس: خودشمایید، هنرپیشه اول: شمایید، فیلمبردار: روزگار. پس طوری بازی کن تاوقتی کسانی که به دیدن فیلم زندگی شما می نشینند ازدیدن بعضی صحنه ها خجالت نکشی و مجبوربه سانسور نشوی. راستی پیام فیلم زندگی شما چیست؟
میترا
شايد اين جهان مكث قصه گو باشد، ميان يكي بود... يكي نبود
میترا
باز پاییز است اندکی از مهر پیداست حتی در این دوران بی مهری باز هم پاییز زیباست مهرت افزون پاییزت مبارک _________همین....!!!
میترا
دوستی من شبیه باران نیست که گاهی بیاید و گاهی نه، دوستی من شبیه هواست!! ساکت اما، همیشه در اطراف شما
میترا
من در صدف تنها با دانه ای باران پیوسته می ایمختم پندار مروارید بودن را غافل که خاموشانه می خشکد در پشت دیوار دلم دریا
میترا
هيج بارانـــــــــی جای پای دوستان خوب را از كوچه خاطره ها نخواهد شست...
میترا
پیرمرد به زنش گفت بیا یادی از گذشته های دور کنیم من میرم تو کافه منتظرت و تو بیا سر قرار بشینیم حرفای عاشقونه بگیم ............ پیرزن قبول کرد فردا پیرمرد به کافه رفت دو ساعت از قرار گذشت ولی پیرزن نیومد وقتی برگشت خونه دید پیرزن تو اتاق نشسته و گریه میکنه ازش پرسید چرا گریه میکنی؟ ...پیرزن اشکاشو پاک کرد و گفت: بابام نذاشت بیام
میترا
واژه هایم رنگ باران دارد وقتی از تو مینوسم قلبم خیس دلتنگی است وچشمانم طوفانی
میترا
تو مسجد مسابقه قرآن مي زارن وحيد كوچولو با شلوار ورزشي شرکت مي کنه