moein
من با تو صادق بودم اما تو با من جعفر !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
moein
اينايى كه ميگن يه تار موت رو به دنيا نميدم چرت میگن , موقعيتش که پيش بياد كل هيكلتو به يه كيلو پوست خيار ميفروشن.
moein
دلخــــور که میشَـوم , بغـض میــکنم می آیم پشـت صفحـه ی مانیتــورم کامنـت مینویسـم ُ صورتک میگــذارم صورتکی که میخنـدد و پشتـش قایم میشــوم که فکـــر کنی میخنــدم و بخنـــدی... اشکهایم میـــــــآیند و من مدام با صورتک مجازی ام میخندم
moein
دلخــــور که میشَـوم , بغـض میــکنم می آیم پشـت صفحـه ی مانیتــورم کامنـت مینویسـم ُ صورتک میگــذارم صورتکی که میخنـدد و پشتـش قایم میشــوم که فکـــر کنی میخنــدم و بخنـــدی... اشکهایم میـــــــآیند و من مدام با صورتک مجازی ام میخندم
moein
نه اسمش عشق است؛ نه علاقه؛ نه حتی عـادت؛ حماقت محض است ! دلتنگِ کـسی باشی؛ که دلش با تـو نیست !!!
moein
حالا که رفته ای ... ببین ... دیگر آن کودکی نیستم که دهانش بوی شیر میداد ... حالا بزرگ شده ام ... دهانم بوی سیگار میدهد ... برگرد ...
moein
مدت هاست تنها چیزی که مرا یاد ِ تو می اندازد طعنه های دیگران است ! شاید اگر این " دیگران " نبودند ، تو زودتر از اینها برای من ، مـُرده بودی ...
moein
آنقدر خـــسته ام که حاضرم ســـرم را روی تکه سنگی بگذارم وبخوابم اما . . . به دیوار وجودت که بارهــــا بر سرم آوار شد تکیه ندهم . . .
moein
تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست ... تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست ... تنهایی را دوست دارم زیرا تجربه کردم ... تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست .. . تنهایی را دوست دارم زیرا.... در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد
moein
انگیزه ای برای آمدن ندارم. تکراری شده است. حتی این دفتر تنهایی من.
moein
من دلم می خواهد ساعتی غرق درونم باشم!! عاری از عاطفه ها تهی از موج و سراب دورتر از رفقا… خالی از هرچه فراق!! من نه عاشق هستم ؛ و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من من دلم تنگ خودم گشته و بس…!
moein
عاشق که میشوی نا آرام میشوی ، گاهی حسود ، گاهی خود خواه ، گاهی دیوانه، گاهی آرام ، گاهی شاد ، گاهی غمگین ، گاهی خوشبخت ترین یک روز به خودت میایی میبینی تنهایی ؛ تنها ترین هیچ کسی رو نداری حتی برای درد و دل کردن و حرف زدن... تنها غم میماند کنارت و تنهایی و سیگار
moein
saeed اﮔﻪ ﻳﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﺮﻱ ﺳﻔﺮ ! ﺑﺮﻱ ﺯ ﭘﻴﺸﻢ ﺑﻴﺨﺒﺮ ! . . . . . . . . . . . . . ﻭﻗﺘﻲ ﺑﺮﮔﺮﺩﻱ ﭼﻨﺎﻥ ﺑﺎ ﺟﻔﺖ ﭘﺎ ﺑﺮﻡ ﺗﻮ ﺻﻮﺭﺗﺖ ﮐﻪ ﺗﺎ یک ﻣﺎﻩ ﺟﺎﺵ ﺩﺭﺩ ﺑﮕﻴﺮﻩ و بفهمی دیگه تنهایی جایی نری
moein
این لحظه ها تنم ی آغوش گرم میخواد با طعم عشق نه هوس.... این لحظه ها لبانم رطوبت لبهایی را میخواهد با طعم محبت نه شهوت... این لحظه ها گیسوانم نوازش دستی را میخواهد با طعم ناز نه نیاز..... این لحظه ها تنی میخواهم که روحم را ارضا کند نه جسمم را.....
moein
لايك چيست؟ . . . . ... . . . . . . . . . . . . . . . . . آمپول كه نيست اينقدر ازش مي ترسي لامصب. بزن بره ديگه.........