moein
مدت هاست دلم احساس سنگینی می کند... مدت هاست یاد گرفته ام گریه نکنم ... مدت هاست دلم نتوانسته خودش رو سبک کنه ... مدت هاست دیگر در عمق قلبم کسی لانه ندارد ... مدت هاست تمام باورم این است که هرچه بود تمام شد، چه خوب چه بد نسیمی بود که وزید و رفت ... مدت هاست دل تنگ بارانم ... مدت هاست عاشقی را از یاد برده ام ... مدت هاست یاد گرفته ام بگویم، بنویسم خوبم تا بقیه بشنوند و بخوانند و باور کنند که خوبم ... نمی دانم که مدت هاست چرا این گونه شده ام ...
moein
دیشب که باران آمد، میخواستم سراغت را بگیرم اما خوب میدانستم باز هم که پیدایت کنم، باز زیر چتر دیگرانی
moein
نمی توانم بنوسم هر چند که باید از خیلی چیزها بنویسم و شاید تو بعدها برایم خیلی چیزها بگویی هر چه که هست بیا شریک شبنم ساده زندگی باشیم به خود دروغ نگوییم وبه هم بگذاریم که اندیشه های سبز پیچکی شود بر ذهن وبگذاریم که خیال فاصله های جدایی افتاده را طی کند و حس کنیم آنچه را که دوست داریم زمان آن نیست که هر چه دلم می خواهد بگویم اما…. اگر باران ببارد چتری خواهم شد برای تو …
moein
زندگي يعني همين امروز همين حالا يعني در آغوشت تا هميشه تا فردا زندگي يعني نگاه تو کوک کردن قلبم با صداي تو دل دادن به آهنگ دل پاکت سرور و عشق در فضايي ساکت زندگي يعني همين دم که از دلتنگم مي داني از اين حسم عشق را مي خواني زندگي يعني داشتن قلب پرستو در اين وادي پست و ناهنجار تو در تو
moein
یعنی می شود روزی برسد که بیایی... مرا در اغوش بگیری بخواهم گله کنم بگویی هیییییییییییییییییییییس بگویی همه کابوس ها تمام شد میخواهم امشب تا صبح دیوانه ات کنم
moein
دلـم گـرفته است ... نه اینـکه کسی کاری کرده باشد نه ... من آنقدر آدم گریز شده ام که کسی کارش به اطراف من هم نمی رسد.. دلم گرفتـه است که آنچه هستم را نمی فهمند ... و آنچه هستند را میپذیرم ... و دنیـا هم به رویش نمی آورد این تنـاقض را ...
moein
در مسیر کودکی تا بزرگسالی چه بلایی سرمون میاد که گاهی اینقدر سنگ می شیم ؟؟؟ از چه چیزی فاصله میگیرم که اوضاع مون قمر در عقرب میشه ؟ با عرض معذرت از اینکه به سنگ بی احترامی شد ... سنگ هم دلش میشکنه اما آدمها... بماند .. میخواهم برایت تنهایی را معنی کنم! در ساحل کنار دریا ایستاده ای , هوای سرد , صدای موج انتظار انتظار انتظار ... ... به خودت می آیی , یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند , نه دستی که شانه هایت را بگیرد , نه صدای که قشنگ تر از صدای دریا باشد اسم این تنهایی است
moein
گاهی دلت از سن و سالت می گیرد میخواهی کودک باشی کودک به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه می برد و آسوده اشک می ریزد بزرگ که باشی باید بغض های زیادی را بی صدا دفن کنی ..
moein
آزمودم زندگی دشت غم است شادیش اندوه و عیشش با غم است عمر کوته، آرزوها دراز کارها بسیار و فرصتها کم است
moein
همیشه نمی شود زد به بی خیالی و گفت: تنهـــــــــــا امده ام ٬ تنهـــــــا می روم... یک وقت هایی شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای... کم می اوری دل وامانده ات یک نفر را می خواهد!
moein
تنهایی تک واژه سنگینی است یک واژه است ولی عمق یک زندگیست سالها گذشت وتنهایی سلطان دلم شد سلطان دل غریب وحسرت کشم شد ای آشنا ، عالم تنهایی چه خوش است هرچه باشد از گدایی عشق خوشتر است...