moein
امشب حال من، نمی زند چنگی به دل یاد باران های نم نم مرا کرده هوایی امشب ز پنجره نوری به اتاقم نمی آید انگار همه جا را پر کرده سیاهی امشب حال من دست خودم نیست کوچه های دلتنگی میزند مرا صدایی امشب لب پنجره نگاهم به آسمان ز مهتاب روشنایی میکنم گدایی امشب از اشک دلم خبری نیست افتاده بین چشم و قلب من جدایی امشب باز با یاد غم آرام می شوم چون ندیده ام جز غم، من با وفایی
moein
(سیاوش قمیشی)چه دردی است در میان جمع بودن... ولی درگوشه ای تنها نشستن.... برای دیگران چون کوه بودن ...ولی در چشم خود آرام شکستن ...برای هر لبی شعری سرودن ....ولی لبهای خود همواره بستن ...
moein
خدایـــــــــــــا . . . چرا تا زنده ایم روانمان را شـــــــــاد نمی کنی ؟ ! همیکنه مردیم . . . شادروانمان می کنی ؟ !
moein
دلشکسته ای کنار ِ پنجره سیگار می کشید ... خسته بود .... آنقدر خسته که یادش رفت بعد از آخرین پُک ، سیگار را به پایین پرت کند ... نه خودش را
moein
من تنها نیستم اشکهایم را دارم اشکهایی که از غم تو بر گونه هایم جاری است من تنها نیستم لحظه ها را دارم لحظه هایی که یکی پس از دیگری عاشقانه می میرند تا حجم فاصله را کمرنگ تر کنند من تنها نیستم چرا که خیالت حتی یک نفس از من غافل نمی شود
moein
کسي نمي تونه به دلش ياد بده که نشکنه حداقل من بهش ياد دادم که وقتي شکست شيشه هاش دست اوني رو که اونو شکسته نبره.
moein
دخترک برگشت ، چه بزرگ شده بود پرسیدم : پس کبریتهایت کو ؟ پوزخندی زد . گونه اش آتش بود ، گفتم : می خواهم امشب با کبریتهای تو ، این سرزمین را به آتش بکشم ! دخترک نگاهی انداخت ، تنم لرزید ... گفت : کبریت هایم را نخریدند سالهاست تن میفروشم میخری
moein
سر میز شام، یاבت ڪه می افتم بغض میکنم اشک בر چشمانم حلقه میزند ... همه متعجب نگاهم میکنند لبخند میزنم و میگویم √ چقدر בاغ بود!
moein
خدایا دلم خیییییلی تنگ شده برای مهربونیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خدایا دلم تنگ شده برای آرامشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خدایا دلم تنگ شده برای لب فرشتهــــــــــــــــــــــــ خدایا دلم تنگ شده برای گرمی دستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خدایا دلم تنگ شده برای گرمی صدای دلنشینــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خدایا دلم تنگ شده برای نجواهای شبانهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خدایا دلم تنگ شده برای یه لبخند گرم و شیرینــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خدایا دلم تنگ شده برای ارتباطی دوبارهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خدایا دلم تنگ شده برای دیداری عمیق و نهاییـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خدایا دلم تنگ شده برای خوشبختیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خدایا دلم تنگ شده برای محبتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خدایا دلم تنگ شده برای آغوش گرم و بی پایانتـــــــــــــــــــــــــــــــــ خدایا دلم تنگ شده برای ........................................
moein
ایـن رٌوزهــا عَـجـیــب دٍلَـــم بَـــچگـی مـی خواهـد ... خَستـــہٍ اَم فَـــقَــط یـــڪ قَـــلَــم لٌــطـفاً ... مــــــی خواهـــم خـودم را خط خـطی ڪنـــم
moein
وقتی گوله می شوم و بچه می شوم در تو ...با تو...کنار تو ! در آغوشت و میان بازوهایت .. نزدیک نفسهایت... چسبیده به ضربان قلبت... من خودِ مرگــــــــم ! همان جا محو می شوم و آب می شوم و تـــمام ! بازهم نابودیِ من! می بینی؟ خیالت هم بی رحم است حتی !
moein
جايـِـزه ے بـِهتـَرين بازيگَـر مے رسَــد به بالِــشِ " مـَن " ! که هـَر شـَبــ نَقـشِ " تـو " را عالے بازے مے کُــنَد...
moein
گاهی آنقدر دلم از زندگی سیر می شود... که میخواهم تا آسمان پرواز کنم و رویش دراز بکشم... آرام و آسوده... مثل ماهی حوضمان که چند روزیست روی آب است...