الهــــ ه
ببين يكي حالش خوش نيس ديدگاه ُ ميبنده ، يكي يه چيزي تو ديدگاهش داره كه نميخواد بعدش ديدگاه بياد ميبنده ، يكي از اول مدلش اينجوري بوده و ميبنده ، ديگه آخه تو چرا؟ همينجوري محض صفا يا خالي نبودن عرصه مثلا ؟!!!
ܓ✿ ツMeena
زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت زندگی درک همین اکنون است زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است، که نخواهد آمد تو نه در دیروزی، و نه در فردایی ظرف امروز، پر از بودن توست شاید این خنده که امروز، دریغش کردی آخرین فرصت همراهی با، امید است زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست من دلم می خواهد قدر این خاطره را دریابیم. سهراب سپهری
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
مثل باران دم صبح لطافت داری ،مهر می ورزی و در مهر مهارت داری، چه قشنگست که در سابقه ات ثبت شده: که به ولخرجی در عاطفه عادت داری
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یه مدت نیستم فکر نکن دلم برات تنگ میشه ها اصلا امکان نداره
♛ ᗩ ♆ ᖙ ᗩ ♛(خاله ريزه)
دور دست.. امیدی نمی آموخت..لرزان..بر پاهای..نو راه..رو در افق سوزان ایستادم..دریافتم که بشارتی نیست..چرا که سرابی در میانه بود .دور دست امیدی نمی آموخت..دانستم که بشارتی نیست..این بیکرانه..زندانی چنان عظیم بود..که روح..از شرم ناتوانی..در اشک..پنهان می شد. احمد شاملو.آیدا در آینه
مجله اینترنتی مرموز
تصاویر جالب از جدال قورباغه با موش
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
مورچه ای را دیدم فقط بفکر خودش بود. هر کس براحتی او را لگد می کرد. او معنای شکایت را نمی دانست!!!
♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫
یادتــــــــ باشد ؛ مــــــــــن اینجا، کنار همین رویاهای زودگذر، به انتظار آمدن تـــــــو ، خط های سفید جاده را می شــــــــمارم … !
چراااا
13 سال و 5 ماه و 2 روز و 22 ساعت و 39 دقيقه قبلكلي هم ذوق ميكرديم تونستيم زودتر از بستن پستت ديدگاه بذاريم
خداییش ؟ بازم معذرت ...
13 سال و 5 ماه و 2 روز و 22 ساعت و 38 دقيقه قبلداشتبن کم کم عقده ای میشدین ها
عقده اي گفتي و خلاص ! تو ليست يكي از آرزوهامون قرارش داده بوديم
13 سال و 5 ماه و 2 روز و 22 ساعت و 33 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 2 روز و 22 ساعت و 15 دقيقه قبل؟
13 سال و 5 ماه و 2 روز و 22 ساعت و 12 دقيقه قبل