motefavet
نه از مهر و نه از کین می نویسم نه از کفر و نه از دین می نویسم دلم خون است، می دانی برادر دلم خون است، از این می نویسم
motefavet
تیر بیا بال مرا باز کن ...
motefavet
نه راه پیش مانده برایم نه راه پس / پل های امن پشت سرم را شکسته ام/ دیگر مرا نشان خودم هم نمی دهند/آیینه های دور و برم ا شکسته ام
motefavet
چون تیر که بر بال کبوتر بخورد / یا سینه عاشقی که خنجر بخورد / این زندگی سر سری و گول زنک/ باید به منی که شاعرم بر بخورد