motefavet
نه از مهر و نه از کین می نویسم نه از کفر و نه از دین می نویسم دلم خون است، می دانی برادر دلم خون است، از این می نویسم
motefavet
من خود دلم از مهر تو لرزید، وگرنه/ تیرم به خطا می رود اما به هدر نه!
motefavet
تمام کار و بارم شد دوبیتی / همه شام و ناهارم شد دوبیتی/ دلم خوش بود می خوانم برایت / تو رفتی زهرمارم شد دوبیتی
motefavet
شمع وقتی داستانم را شنید آتش گرفت /شرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتی /تا نسیم از شرح عشقم با خبر شد، مست شد /غنچه ای در باد پر پر شد ولی کو غیرتی؟
motefavet
لبخندهای شادی و غم فرق دارند / آری! اگر بسیار اگر کم فرق دارند /من با یقین کافر، جهان با شک مسلمان/ با این حساب اهل جهنم فرق دارند
motefavet
سید ما مولای ما ... دعا کن برای ما
motefavet
معنی بخشیدن یک دل به یک لبخند چیست؟ /من پشیمانم بگو تاوان آن سوگند چیست؟
motefavet
می شنیدیم صدای قدمش را اما/ پیش از آن لحظه که در را بگشاید رفتیم/ زندگی سرخی سیبی است که افتاده به خاک/ به نظر خوب رسیدیم ولی بد رفتیم
motefavet
در جستجوی زمزم جوشان عاشقی / از مروه تا صفا بروم با صفا شوم / حرف تمام شعر همین است؛ این که من / در خود فرو بریزم و از نو بنا شوم
motefavet
نه از مهر و نه از کین می نویسم / نه از کفر و نه از دین می نویسم / دلم خون است، می دانی برادر / دلم خون است، از این می نویسم
motefavet
تو همچون غنچه های چیده بودی / که در پرپر شدن خندیده بودی / مگر راز حیات جاودان را / تو از فهمیده ها فهمیده بودی؟
motefavet
تا چشمه نجوشید، سرازیر نشد / در ذهن تو رودخانه تصویر نشد / با حرف زدن کسی به جایی نرسید / با گفتن نان هیچ کسی سیر نشد