دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

motefavet

خدایا در ها بسته نیست ... ما دست و پا یسته ایم ... درباره »
motefavet
امتیاز: 2535

دنبال‌شدگان

(203 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(482 کاربر)

گروه‌ها

(123 گروه)

بازدید

motefavet
115.png motefavet

نه از مهر و نه از کین می نویسم نه از کفر و نه از دین می نویسم دلم خون است، می دانی برادر دلم خون است، از این می نویسم

motefavet
motefavet
در مشاعره

من خود دلم از مهر تو لرزید، وگرنه/ تیرم به خطا می رود اما به هدر نه!

motefavet
motefavet
در مشاعره

تمام کار و بارم شد دوبیتی / همه شام و ناهارم شد دوبیتی/ دلم خوش بود می خوانم برایت / تو رفتی زهرمارم شد دوبیتی

motefavet
motefavet
در مشاعره

من که در تُنگ برای تماشا دارم/ با چه رویی بنویسم غم دریا دارم؟

motefavet
motefavet
در مشاعره

شمع وقتی داستانم را شنید آتش گرفت /شرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتی /تا نسیم از شرح عشقم با خبر شد، مست شد /غنچه ای در باد پر پر شد ولی کو غیرتی؟

motefavet
motefavet
در مشاعره

دل پر از شوق رهایی است، ولی ممکن نیست/ به زبان آورم آن را که تمنا دارم / چیستم؟! خاطره زخم فراموش شده / لب اگر باز کنم با سخن ها دارم

motefavet
motefavet
در مشاعره

لبخندهای شادی و غم فرق دارند / آری! اگر بسیار اگر کم فرق دارند /من با یقین کافر، جهان با شک مسلمان/ با این حساب اهل جهنم فرق دارند

motefavet
mahdi_al_ddoaa_by_sayehgraph-d3cs0d5.jpg motefavet

سید ما مولای ما ... دعا کن برای ما

motefavet
motefavet
در مشاعره

معنی بخشیدن یک دل به یک لبخند چیست؟ /من پشیمانم بگو تاوان آن سوگند چیست؟

motefavet
motefavet
در مشاعره

می شنیدیم صدای قدمش را اما/ پیش از آن لحظه که در را بگشاید رفتیم/ زندگی سرخی سیبی است که افتاده به خاک/ به نظر خوب رسیدیم ولی بد رفتیم

motefavet
motefavet
در مشاعره

در جستجوی زمزم جوشان عاشقی / از مروه تا صفا بروم با صفا شوم / حرف تمام شعر همین است؛ این که من / در خود فرو بریزم و از نو بنا شوم

motefavet
majidi20110530100254950.jpg motefavet
در پُرتره

نه از مهر و نه از کین می نویسم / نه از کفر و نه از دین می نویسم / دلم خون است، می دانی برادر / دلم خون است، از این می نویسم

motefavet
IMG_1568.jpg motefavet

مبادا خویشتن را واگذاریم / خویش را تنها گذاریم/ ز خون هر لاله ای رست/ مبادا روی لاله پا گذاریم

motefavet
motefavet
در مشاعره

تو همچون غنچه های چیده بودی / که در پرپر شدن خندیده بودی / مگر راز حیات جاودان را / تو از فهمیده ها فهمیده بودی؟

motefavet
motefavet
در مشاعره

تا چشمه نجوشید، سرازیر نشد / در ذهن تو رودخانه تصویر نشد / با حرف زدن کسی به جایی نرسید / با گفتن نان هیچ کسی سیر نشد