motefavet
نه از مهر و نه از کین می نویسم نه از کفر و نه از دین می نویسم دلم خون است، می دانی برادر دلم خون است، از این می نویسم
motefavet
لطفی کن و نپرس چرا عاشقت شدیم؟ / حتماً دلیل داشت که ما عاشقت شدیم / در حیرتم که عشق از آثار دیدن است / ما کورها ندیده چرا عاشقت شدیم؟
motefavet
من سر به تنم زیاد بود از اول/ شالوده ام از تضاد بود از اول/ ابعاد مرا عشق به هم ریخته بود / روحم به تنم گشاد بود از اول
motefavet
تو آرزوی مرا اجابت نکرده ای / ولله من نفسم تنگ می شود/ آواره کن تو مرا زین مدینه چون / اینجا دلم برای تو کم تنگ می شود
motefavet
یادمه که گفته بودی که تو تنها نمی مونی/ یادمه ، یادم نرفته تو خدای مهربونی