motefavet
نه از مهر و نه از کین می نویسم نه از کفر و نه از دین می نویسم دلم خون است، می دانی برادر دلم خون است، از این می نویسم
motefavet
در تنگ ،دیگر شور دریا غوطه ور نیست/آن ماهی دلتنگ ،خوشبختانه مرده ست/ دیگر نخواهد شد کسی مهمان آتش/آن شمع را خاموش کن پروانه مرده ست
motefavet
دوش در حلقه ما صحبت گیسوی تو بود / تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود
motefavet
دلا تا کی در این زندان فریب این وآن بینی / یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی
motefavet
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید/ قصه بی سر وسامانی من گوش کنید
شهرام شکوهی
چشمای من خواب چشاتو دیده / غم از دلم با دیدنت پریده / ناز نگاتِ همه هستی من / دوسِت دارم ای از خدا رسیده
motefavet
تو ماورای حروفی و ماورای کلام / لغت ز درک مفاهیم تان شده مأیوس
motefavet
تو پشت ابری و این قدر تابشت زیباست /هنوز آن طرف ابر ها مشخص نیست
motefavet
دو هفته ای ست که ظرف نباتمان خالی ست/ و چای می خورم و حسرت خراسان را /سپرده ام قفس مرغ عشق را به عزیز /و گفتم آب دهد هر غروب گلدان را
motefavet
لاک پشتی به خیالت زده خرگوش شدی/ پس چرا صحبت حق را که شنیدی، خاموش شدی؟
motefavet
تویِ این کوچه سرگردانی / عابر حادثه دیده تو خودت می دانی/زندگی هجرت سبزی است که در پایانش/ تو خودت توی قشنگی خدا می مانی
motefavet
یادمان رفته که ما دل داریم/ یادمان رفته وجودی همه از گِل داریم/
motefavet
شما ای دوست ، ای هم صحبت امروز/ حواست جمع باشد ،مرده ام دیروز/ تو امروز مرا از من نگیر آسان/ که تا این لحظه از کف داده ام هر روز