دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

motefavet

خدایا در ها بسته نیست ... ما دست و پا یسته ایم ... درباره »
motefavet
امتیاز: 2535

دنبال‌شدگان

(203 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(482 کاربر)

گروه‌ها

(123 گروه)

بازدید

motefavet
115.png motefavet

نه از مهر و نه از کین می نویسم نه از کفر و نه از دین می نویسم دلم خون است، می دانی برادر دلم خون است، از این می نویسم

motefavet
2_4847903.jpg motefavet
در مشاعره

هر چند که عکس او نشد همسفرت / یک لحظه رخش نمی رود از نظرت / انگار دوباره آن صدا می آید / پشت تلفن که گفت : ،... پسرت

این ارسال را بازنشر کرده است.
motefavet
1_ya_mahdi.jpg motefavet
در ظهور

وقتش رسیده است ، جهان را تکان بده / شب را به یک اشاره سحر کن ، اذان بده /گفتند ما برای آماده نیستیم / می شویم ، خودت یادمان بده

این ارسال را بازنشر کرده است.
motefavet
motefavet
در مشاعره

تا در سر من نشئه ی دیوانه شدن بود/ هر روزِ من از خانه به میخانه شدن بود/ یا سرخی سیبِ تو از آن جاذبه افتاد؟ / یا در سر من پرسش فرزانه شدن بود

motefavet
motefavet
در مشاعره

در پیش تو ، مشق غیرت می کرد/ به شجاعتت حسادت می کرد/ از عرش، به آمده بود/ با دست بریده ی تو بیعت می کرد

motefavet
motefavet
در مشاعره

هر چند زخمی روی پرهای کبوتر بود / اما مزارت تا ابد جای کبوتر بود /از تا ... ، ، ، / چشمان تو در فکر فردای کبوتر بود

motefavet
motefavet
در مشاعره

دور از همه دورنگی و حاشیه ها / بر هم زده شد تمامی فرضیه ها / دلهای شما به اوج گرفت / تاریخ رقم خورد در این ثانیه ها

motefavet
motefavet
در مشاعره

شب ، مثل گلی سیاه پرپر شده بود / روز از قدمت قند مکرّر شده بود /تو کیستی ای پری که با دیدن تو / آیینه پر از بال کبوتر شده بود

motefavet
motefavet
در مشاعره

جاده تاریک و آسمان خاموش ،اتوبوس از غبار رد می شد / خاطرات مسافری انگار، از شبی ماندگار رد می شد/ خواست از تو دوباره بنویسد ، گریه اما دهان او را بست /جاده تاریک و آسمان خاموش ،اتوبوس از غبار رد می شد

motefavet
motefavet

موضوع انشا : در آینده می خواهید چه کاره شوید ؟ ... « به نام » من مي خواهم در آينده بشوم،براي اينكه ......معلم كه خنده اش گرفته بود، پريد وسط حرف هاي دانش آموز و گفت :ببين عزيزم ! موضوع انشاء اينه كه شما در آينده مي خواهيد چي كاره بشين بايد در مورد شغل يا كار آيندت بنويسي...مثلا پدر خودت چيكاره است؟ ... آقا اجازه

این ارسال را بازنشر کرده است.
motefavet
68792.jpg motefavet

این آرمیتاست... آرمیتا با لحنی شیرین تروریست‌ها و حامیانشان را مخاطب قرار می‌دهد و می‌گوید: این آرمیتاست ، دختر یکی از هزاران ، زنده و ایستاده‌ایم پای خون‌شان،برای ایران و برای آرمانشان؛ دستان پلیدی که خون پاک پدرم را ریختند بدانند نفرین شدگان و بدنامان تاریخ‌اند.

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
motefavet
aba-saleh-almahdi.jpg motefavet

گاهی وقتها از درد دوری بهتر است/ بی قرارم کرده و گفته صبوری بهتر است/ توی قرآن خوانده ام،یعقوب یادم داده است / دلبرت وقتی کنارت نیست کوری بهتر است

motefavet
motefavet
در مشاعره

بر شانه او تفنگ ها تحمیل است / این مرد تمام آبروی ایل است / بر سنگ مزار او فقط بنویسید / قربانی مثل اسماعیل است

motefavet
motefavet
در مشاعره

امروز که در نهایت ام / در راه سرود سبز پایندگی ام / چون لاله امید سرخ بودن دارم / مشتاق ترم به مرگ از زندگی ام

motefavet
motefavet
در مشاعره

هر بار به شوق ماجرایی تازه / دستان تـــو در پی تازه / این آتش خاموش کمی شور گرفت / تا اوج گرفتی به هوایی تازه

motefavet
motefavet
در مشاعره

این حدس و گمان که آخرش باور شد / در قلب سیاه جامگان خنجر شد /روزی که تو رفتی همه با هم گفتیم / زیباتر از این نمی شود پرپر شد (@شهید)