motefavet
نه از مهر و نه از کین می نویسم نه از کفر و نه از دین می نویسم دلم خون است، می دانی برادر دلم خون است، از این می نویسم
motefavet
تنها امید آمدن و هی نیامدن / قبر بدون جسم تو رسمی جدید شد / سال هزار و سیصد و شصت و کدام روز / جسم تو در کجای زمین ناپدید شد /
motefavet
دوبیتی بود، نایش را به من داد / نی اش را، نی نوایش را به من داد/ دو دستم را که خالی دید، فوراً/ یکی از بیت هایش را به من داد