دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مارچلو

اتو بیوگرافی........... من مارچلو پاستا کورلئونه (مارچلّو (با ـــتَشطیت ِ روی لِ)) فرزند مارچلوی دو... درباره »
مارچلو
مرد - مجرد
امتیاز: 5616

دنبال‌کنندگان

(387 کاربر)

گروه‌ها

(18 گروه)

بازدید

مارچلو
مارچلو

مارچلو می آوازد [فایل]

مارچلو
مارچلو

سلام سمت چپیها ....... عآغآ چون خودم اول کار اعصابم از این به هم میریخت و حالا خودم ازش استفاده میکنم، میخوام به اونایی که نمیدونن به چه درد میخوره یا استفاده غیر قانونی ازش میکنن، توضیحات لازم را مبذول دارم ............ یه نوع اعلام یاد کردن از نوع تنبلانه هست، بدون دیدگاه گذاشتن، خطاب زدن و پست دادن یه وقتایی فقط میخوایم به یکی بگیم، به یادت بودیم اما تنبلیمون میشه

این ارسال را بازنشر کرده است.
جاوید
mar0270.jpg جاوید

به به شاهکار هنری ، آواتار جناب @مارچلو البته با کمی دستکاری به سفارش @هیــــــــــوا و تایید صاحب آواتار ! شما ( گفت ورداش دارم ) و @°o.O پــاک30مــا O.o° بیایید با هم دعوا کنید حالا

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
مارچلو
مارچلو

@۩۞۩وحید۩۞۩ جان چند وقته آواتارای آویزون و معتادی میذاری ............. یه وقت از تو جوب پیدات نکنیم؟ ............. من میگم بی خیال شو، به من نیگا کن، خوشی زده زیر دلت؟؟؟

مارچلو
مارچلو

@✿.•*´BITA ✿.•*´ ای حرف ممنوعه (ش......) ، ای شمبلیله ، ای کرمیخ ، ای چرمنگ ، ای جیم زن ، ای از همه موارد بدتر، فوتبال دوست ..... مورد خشم و غضب مارچلوی کبیر، دن پاستا کورلئونه قرار گرفتین ..... هر آن ممکنه خورشید فردا رو نبینین (همونطور که امروز ندیدین )

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
مارچلو
مارچلو

@نیلوبانو ^_^ از اینکه سر دماغ شما به افق اشاره میکنه چه احساسی دارین؟؟ .............. آیا بین راستای دماغتون و افق، رابطه ریاضی وجود داره؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
nahal
nahal

پسر: با شکم خالی چند تا سیب میتونی بخوری؟ دختر: شش تا! پسر: فقط یکی میتونی. چون موقع خوردن سیب دوم شکمت دیگه خالی نیست! دختر: چه جالب حتما برای دوستام تعریف میکنم - دختر: با شکم خالی چند تا سیب میتونی بخوری؟؟ دختر دوم: ده تا دختر: اه، اگه میگفتی شش تا، یه معمای جالب میشد... !!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
مارچلو
Pak.jpeg مارچلو

@°o.O پــاک30مــا O.o° روحت شاد، یادت گرامی .............. مرحومه مغفوره نارنجی، شادروان (انقراظ) یافته، بانو اینگورته اییان .............. به همین مناسب مجلس ترحیمی تشکیل نخواهد شد ........... چیه پول مفته، میخواین موز و کیوی بخورین؟ .............. برای خیرات، پولها و کمکهای نقدیتونو برای اهداف صلح طلبانه و کاملا غیر شخصی به من بدین

این ارسال را بازنشر کرده است.
مارچلو
مارچلو

طی قراردادی که دیروز فی مابین اینجانب و @*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜƷ *°• منعقد شد دو طرف متعهد میگردند که به توافقات صورت گرفته در این قولنامه پایبند باشند. از همه اعضا به عنوان شهود دعوت به عمل میآید که در صورت مشاهده تخلف مراتب را گزارش دهند ........ ........... بنا به این قرار داد مسابقه ای شکل گرفته که شرح آن در ادامه می آید ........ طرفین از به کارگیری کلماتی خودداری نموده، که در مورد اوشان، عبارت و در مورد بنده عبارتی که توسط خودشان ذکر خواهد شد، میباشد........ به موجب این قرارداد، در صورت استفاده هر یک از طرفین از ی تعریف شده توسط شخص مقابل، برای طرف دوم پیمان نامه، شخص مذکور بازنده این رقابت معرفی شده و ملزم میباشد تا حکم از پیش تعیین شده را جامه عمل بپوشاند ....... در صورت پیروزی اینجانب، اونجانب محکوم به استفاده از نام کاربری از زمان باختن، به مدت یک ماه میباشد و در مورد بنده تعیین نوع مجازات تا قبل از باخت من جایز میباشد.... بدیهیست در صورت باخت اگر مجازات یا شرط تعیین نشده باشد، بنده از انجام هر شرط و دستوری رهیده و حق ایشان در تعیین حکم ساقط میگرد

این ارسال را بازنشر کرده است.
ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺
ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺

-تو کیشی؟ -- نه تهرانم -نه! میگم تو کیشمیشی؟ -- خودت کیشمیشی کصافط!--نه! منظورم اینه که تو کیش میشی؟؟؟؟ -- آهااااا! آجیـــش هستم

این ارسال را بازنشر کرده است.
بهنام
بهنام

ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﺍﺳﯿﺮ ﭘﺪﺭﯼ ﻋﯿﺎﺵ، ﮐﻪ ﺩﺭﺁﻣﺪﺵ ﻓﺮﻭﺵ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺑﻮﺩ! ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺭﻭﺯﯼ ﮔﺮﯾﺰﺍﻥ ﺍﺯ ﻣﻨﺰﻝ ﭘﺪﺭﯼ ﻧﺰﺩ ﺣﺎﮐﻢ ﭘﻨﺎﻩ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻗﺼﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺯﮔﻮ ﮐﺮﺩ . ﺣﺎﮐﻢ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﺍ ﻧﺰﺩ ﺯﺍﻫﺪ ﺷﻬﺮ ﺍﻣﺎﻧﺖ ﺳﭙﺮﺩ ﮐﻪﺩﺭ ﺍﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﻣﺎ ﺟﻨﺎﺏ ﺯﺍﻫﺪ ﻫﻢ ﻫﻤﺎﻥ ﺷﺐ ﺍﻭﻝ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﺍ ......... . ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﯿﻤﻪ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﺑﻪ ﺟﻨﮕﻞ ﮔﺮﯾﺨﺖ ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺴﺮ ﻣﺴﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﮐﻠﺒﻪ ﺧﻮﺩ ﯾﺎﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻭﺿﻊ، ﺍﯾﻦ ﺯﻣﺎﻥ، ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﻣﺎ، ﺍﯾﻨﺠﺎ ﭼﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ !!!؟ ﺩﺧﺘﺮ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺑﯿﺸﻪ ﻭ ﺟﺎﻧﺶ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺁﺭﯼ ﭘﺪﺭﻡ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺯﺍﻫﺪ ﺍﺯ ﺧﯿﺮ ﺣﺎﮐﻢ ﭼﻨﺎﻥ، ﺑﯿﭙﻨﺎﻩ ﻣﺎﻧﺪﻡ. ﭘﺴﺮﻫﺎ ﺑﺎ ﮐﻤﯽ ﻓﮑﺮ ﻭ ﻣﮑﺲ ﻭ ﺩﯾﺪﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﯿﻤﻪ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﮔﻔﺘﻦ ﺗﻮ ﺑﺮﻭ ﺩﺭ ﻣﻨﺰﻝ ﻣﺎ ﺑﺨﻮﺍﺏ ﻣﺎ ﻧﯿﺰ ﻣﯿﺂﯾﯿﻢ. ﺩﺧﺘﺮ ﺗﺮﺳﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺴﺮ ﻣﺴﺖ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﮕﺬﺭﺍﻧﺪ ﺩﺭ ﮐﻠﺒﻪ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺑﺮﺩ . ﺻﺒﺢ ﮐﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪ ﺩﯾﺪ ﺑﺮ ﺯﯾﺮ ﻭ ﺑﺮﺵ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﻮﺳﺘﯿﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻔﻆ ﺳﺮﻣﺎ ﻫﺴﺖ ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺴﺮ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮐﻠﺒﻪ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎ ﻣﺮﺩﻧﺪ! ﺑﺎﺯ ﮔﺸﺖ ﻭ ﺑﺮ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺷﻬﺮ ﺩﺍﺩ ﺯﺩ ﮐﻪ: ﺍﺯ ﻗﻀﺎ ﺭﻭﺯﯼ ﺍﮔﺮ ﺣﺎﮐﻢ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺷﺪﻡ، ﺧﻮﻥ ﺻﺪ ﺷﯿﺦ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﺴﺖ ﻓﺪﺍ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ، ﻭﺳﻂ ﮐﻌﺒﻪ ﺩﻭ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﻪ ﺑﻨﺎ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ، ﺗﺎ ﻧﮕﻮﯾﻨﺪ ﻣﺴﺘﺎﻥ ﺯ ﺧﺪﺍ ﺑﯿﺨﺒﺮﻧﺪ!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
elahe
elahe

@مارچلو مرده زنده شده مارپلو نودل کورلئونه سلام

این ارسال را بازنشر کرده است.
مارچلو
مارچلو

@الهــــ ه دختر ِ آزاد ِ بداخلاق ِ عصباني ِ غيرقابل تحمل ِ غيراجتماعي ِ لجباز ِ بي هنر ِ بدتركيب ِ غُر زنِ بی احساس، ....... آخه آدم به چی شما دل خوش کنه

این ارسال را بازنشر کرده است.
مارچلو
مارچلو

@عمو علی (مظلوم و آرام سایت) کجایی در شب هجران؟؟؟ نه تو بگو؛ کجایی در شب هجران؟ ............. سلام چرمنگ جون (سمت چپی) ........ امید که حالت خوب باشه و همه چی موفقیت آمیز انجام شده باشه (شمپت کته کله کرمیخ دیدگاه ببند )

این ارسال را بازنشر کرده است.
مارچلو
مارچلو

السلام علیک همتون که سلام کردین ................ از اونجا که خیلی وقتا دوست دارم در عالم مجازی صحبت کنم، و باز از اونجا که نمیدونم دقیقا کجاست ............. تصمیم گرفتم یه فراخوان عمومی برای حضور در جمع دوستان مسنجری بدم .............. آیدیم تو صفحه خصوصیم هست ............... هر کس فکر میکنه حوصله شو داره ( والبته با توجه به شلم شوروای دنیای مجازی، براش دردسر نمیشه) خوشحال میشم به لیست گوشهای شنوا، اضافه بشه

مارچلو
مارچلو

سلام به همه سمت چپیا (من سمت راستی هستم، همتونم شمپتین )............ تصمیم گرفته ایم دگر بار از ادبیات قلبمه استفاده نموده، همچنین لختی از خنده نگاری فاصله بگیریم (حالا مقدارشو دقیقا نمی دونم چقدر؟ )