آرزوی من اینه؛ #مامان-بابام دنبالر عضو شن برن پروفایلم و پستامو بخونن اونوقت مامانم اشک شوق ریزان بگه؛ دخترم من به تو افتخار میکنم که #کپی-پیست نمیکنی منو ببخش که بهت گیر میدادم و میگفتم نرو نت بابام هم بگه؛آفرین دخترمسربلندم کردی،از این به بعد هر چقدر خواستی اینترنت پرسرعت میگیرم برات من؛ کاشکی زودتر با دنبالر آشناتون کرده بودم و چه #رویای قشنگیست
تو شبکه من و تو داشتم یه برنامه می دیم که توش گفت اولین افرادی که شروع به #آرایش کردن ، #مردا بودن اونم تو #انگلیس...کاملا صورتشون رو #سفید می کردن و... بعدها زنا از مردا #تقلید کردن و مث اونا شروع به آرایش کردن...واقعا براتون #متاسفمکه آرایش کردن هم از خودتون نیس...دیدگاه ها رو هم جواب نمیدم اصن... به خودتون دلداری بدین...
موضوع انشا: تابستان خود را چگونه گذراندید امسال تابستان خود را در دنبالر گذراندیم. دنبالر جای شلوغی بود از هر صنف انسانی در انجا بود.اوایل که به دنبالر رفتیم خیلی احساس تنهایی میکردیم اما کم کم دوستان فوقالعاده ای پیدا کردیم که ما را به ماندن در دنبالر ترغیب میکرد و دیدن این همه گیلانی در سایت حس خانه را به ما القا میکرد هر روز و هر هفته خواندن نوشته های زیبای دوستان لب های ما را گاه به خنده و گاه به اه وا میداشت ما در دنبالر زندگی کردیم!!!اما متاسفانه روزی به خود امدیم و دیدم تابستان پایان یافته و زمان کوچ فرا رسیده... خیلی غمگین شدیم به دلیل دوری از دوستان عزیزی که در این مدت پیدا کردیم اما خب اجبار ما را مجبور به کوچ کرد.... (نظرات)
#عادت خیلی از وقتام شده آدامس جویدن وکشته مرده ی آدامس نعنایی(صد البته قرص نعنایی با ژلاتین مخصوص خودم) ORBITAM فک کنم به خاطر همون گوشت خوکی که میگن آدامس ORBIT داره ولی جدا از شوخی عاشق اون لحظه ای هستم که آدامس نعنایی رو بزارم تو دهن بچه فینگیلی ها و قیافه ی بامزه واتو رفته شون رومسخره کنم.عاشق طعم نه مثه آتیش داغو نه مثه فلفل تیزشم خیلی از آدمام هستن که بخاطر بیماریشون مجبورن فقط همینو بخورن ...واقعا آرامش خاصی رو به خاطر خاص بودنش بهم میده............
ما پسرا تو هرچیزی بد باشیم که نیستیم تو حفظ لهجه و گویش شهرمون از همه سَر تریم همه جا به زبون محلیمون حرف میزنیم فرقی نمیکنه کجا باشه حالا دخترا بکشن اصن محلی حرف نمیزنن نهایتش اینه که متوجه شن طرف چی میگه تعریف از خود نباشه همین خود من کلا باهمه به زبون محلی حرف میزنم تنها جایی بهم حال میده وقتی با پدربزرگم مادربزرگم محلی حرف میزنم وقتی میبینن محلی حرف میزنم اینام خودشونو عذاب نمیدن که فارسی باهام حرف بزنن محلی حرف میزنن باهام
فکر میکنم باید دست ِ معمار ُ نقشه کش ِ خونمون رو #طلا گرفت ، #بالکن باید همینجوری باشه #کُنج داشته باشه و درست اندازه ی قد و قواره ـت باشه .. البته هیچ آدم ِ #عاقلی شبش رو صُبح نمیکنه اونجا ولی من چرا ! ..شب بیداری اوصولا خوبه .. اون بالایی هم باید بشنوه .. حرف دارم باهاش بهترین جای ِ دُنیاسـت در حال ِ حاضر .. / شب خوش
یادش بخیر محرم با بچه حزب اللهی ها رفته بودیم مسجد سیدالشهدا...از همه بسیجی های تهران اومده بودن...موتور سنگینا ردیف...همه چفیه لبنانی و انگشتر عربی...من ریش داشتم ولی ظاهرم بیشتر به هیپی های آمریکا شبیه بود...تا بچه های دگ...آقا ساعت 1 تصمیم گرفته شد بریم ایران زمین تو شهرک غرب!!! حساب کنید از شهر ری تا ایران زمین یه گروه موتور سوار همه میخوندن گل باغ ولای من حسینه...من که پشت محسن.م نشسته بودم و چشمامو بسته بودم ...از شدت باد و دود و...اشکم درومده بود...یکی از بچه ها بعدا گفت حاجی خیلی التماس دعا..گفتم چرا؟ گفت تا ایران زمین گریه میکردی...
چی مگه من چیزی گفتم ؟

13 سال و 6 ماه و 16 روز و 1 ساعت و 25 دقيقه قبلنه من اینگوراز نشدم .
حتما مارچلو اين دفعه كه حوس كنسرت به سرم زد بهت خطاب ميدم خودتو آماده كن

13 سال و 6 ماه و 15 روز و 11 ساعت و 34 دقيقه قبل
13 سال و 6 ماه و 15 روز و 10 ساعت قبل
....
13 سال و 28 روز و 14 ساعت و 38 دقيقه قبلصداش برا من بریده بریده است
13 سال و 12 روز و 15 ساعت و 21 دقيقه قبل