چشم به آسمان دوخته ام ... چشمک ستارگان را نمیخواهم ... #ماه-سرخی را به امواج خروشان دلم قول داده ام ... دریا که باشی ... ماه میخواهد که ... ماهیانت را سرشوق بیاورد و... جزر مدی سازذ که ... ساحلی را به زیر آب فرو ببرد ... "ارکیده"
از قدیـــم گفتن در ِ دروازه رو میشــه بست امــا در ِ دهن ِ مردم ُ هرگــــز/
در حال ِ حاضر هم شاید بشه در ِ دروازه رو بست اما دهن ِ مردم اینقـــد گشــاد ُ بی چاک ُ بست شده که دیگه عمراََ اگه بشه برای ِ بستــه شدنش کاری کرد/پس تلاشی واسه این مورد نمیشــه کرد/
هرچـــی هستم ُ هر کی هستــم واسه نزدیکام شناخته شده هستــم...و نیازی نمیبینـــم که خودم ُ به کســـی ثابت کنــم/
هرکــی هم هر کاری میکنــه تو قبــر ِ خودش میخوابــه ، پس گنــاه کســی رو نمیشــه به پای ِ کســـی نوشت /
نمیدونـــم کِی قراره بزرگ بشیــم ُ بزرگ فک کنیــم که هر حرفــی رو باور نکنیــم ُ از تهمت زدن بــه همدیگــه و دامن زدن ِ به آتیش ِ دروغ ُ تهمت ِ دیگران دوری کنیـــم/
وقتی هیزم میشیـــد واســـه برافروختـــه کردن ِ این آتیــش مطمئن باشیــد به زودی همون آتیـــش شمارو هم خواهد سوزوند/
/ اونکه پاکـــه از مُحاسبـــه چه بــــاکـه /
حلال نمیکنــــــم باعث ُ بانی ِ این حرف ُ حدیثـــارو ! حالا هرکی که میخواد باشـــه!
برای پروانه شدن راه زیادی لازم است ... باید قبل از آن به قدر کافی شجاع شد ... باید فهمید که پرواز آنقدرها هم که فکر میکنیم ساده نیست ... پروانه بودن قلب پروانهای میطلبد ... !/
پروفسور پروانه وثوق، پروانه باغ محک از میان ما رفت.
او بسان نامش پروانهوار به گرد کودکان محک میچرخید و با دانش،
دانایی و مهر خود مسیر درمان را برای کودکان مبتلا به سرطان روشن می کرد
و چه زیباست که نامش، یادش و خاطرهاش ماندگار است...
...
مراسم خاکسپاری روز سه شنبه 31/02/1392 ساعت 9:00 صبح از مقابل بیمارستان فوق تخصصی سرطان کودکان "محک"انجام میگیرد.
...
مراسم ترحیم این بانوی گرانقدر روز پنج شنبه 2/03/92 از ساعت 14:30 تا 16:00 در مسجد جامع شهرک غرب میباشد.
ازت چیزی نمیپرسم با اینکه
شدم با این همه غصه همآغوش
یکی باید میومد توی دنیات
که با قدرت بتونی رد شی از روش
ازت چیزی نمیپرسم با اینکه
چشای هردوتامون گریه داره
چه میدونه کسی شاید به روزی
بازم همدیگه رو دیدم دوباره
یه روزی میشه که مثل من اینجا
تو هم با غصه هات هم تخت میشی
من اینقدر مرد بودم که ببینم
تو داری با کسی خوشبخت میشی
یه روزی میشه که مثل من اینجا
تو هم با غصه هات هم تخت میشی
من اینقدر مرد بودم که ببینم
تو داری با کسی خوشبخت میشی
نه با فکر من آروم میشه دنیات
نه با فکر تو آروم میشه قلبم
تو اینقدر تو فکر خودت بودی که حتی
نفهمیدی من از این خونه رفتم
با این حالی که من دارم نمیشه
یه روزم مثه سابق زندگی کرد
یه روز میفهمی من چی گفته بودم
شاید اون روز حق دادی به این مرد
یه روزی میشه که مثل من اینجا
تو هم با غصه هات هم تخت میشی
من اینقدر مرد بودم که ببینم
تو داری با کسی خوشبخت میشی
یه روزی میشه که مثل من اینجا
تو هم با غصه هات هم تخت میشی
من اینقدر مرد بودم که ببینم
تو داری با کسی خوشبخت میشی
ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام طهورا جوووووووووووووووووونی..منم به یادتون بودم.......................مررررررررررررررررررررسی به یادم بودی مهربووووووووووونم
دست همیشه برای زدن نیست .... کار دست همیشه مشت شدن نیست ..... دست که فقط برای این کار ها نیست ..... گاهی دست میبخشد ..... نوازش میکند ..... احساس را منتقل میکند... گاهی چشمها به سوی دست توست ..... دستت را دست کم نگیر ........
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام آقا امیر حسین گل
13 سال و 3 ماه و 19 روز و 8 دقيقه قبلسلام . . . چطوری ؟

13 سال و 3 ماه و 12 روز و 2 ساعت و 58 دقيقه قبلخوبم ..مرررررررسی.

13 سال و 3 ماه و 11 روز و 11 ساعت و 13 دقيقه قبل