دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نگین غروب ( جنگجوی خسته)

امشب کسی به سیب دلم ناخنک زده است بر زخم های کهنه قلبم نمک زده است دارم به باد می سپرم این پیام ر... درباره »
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
زن
امتیاز: 2851

دنبال‌شدگان

(468 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(479 کاربر)

گروه‌ها

(60 گروه)

بازدید

نگین غروب ( جنگجوی خسته)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)

نمیدانم من سیگار میکشم یا سیگار مرا،دود شده ام....؟؟؟!!!

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

راه بی بازگشت

نگین غروب ( جنگجوی خسته)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)

شدید دلم میخواهد کسی باشد تا برایش گریه کنم بی چون و چرا

نگین غروب ( جنگجوی خسته)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)

عجیب دلم میگیرد عصر های 13 فروردین گویا همه سال تملم میشود با تمام شدن 13به در

این ارسال را بازنشر کرده است.
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
در Coma

کلاه قرمزی کاش من هم مانند تو کودک میماندم خوشابه حالت...

چه سخته
چه سخته

چه سخته مجبور باشی کسی باشی که نیستی

نگین غروب ( جنگجوی خسته)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)

پست های قبلی من چی شد؟

نگین غروب ( جنگجوی خسته)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)

سلام به طبیعت نرفتگان

نگین غروب ( جنگجوی خسته)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)

چرا آخه چرا...؟؟؟ این همه کار کن بازم ازت توقع دارن یکی نیست بگه دختر از من کاری تر از کجا میخوایین بیارین.....!!!!؟؟؟

نگین غروب ( جنگجوی خسته)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)

عجیب است چرا دوستت دارم...؟؟

نگین غروب ( جنگجوی خسته)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)

به اجبار نقابم را کندی دلت طاقت نداشت تحمل نکردی چهره دلتنگ و غمگینم را نتوانستی بپذیری،به اجبار نقاب مرا برگرداندی،ولی دیگر لبخند مرا قبول نداشتی ورفتی....

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه

بشکن ای آینه شاید اگر تو من رو بشکنی دیگه دیگران دلشان نیاید من و بشکنن

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه

آیینه : پیر شده ای دختر........

نگین غروب ( جنگجوی خسته)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)

دارم میمیرم از بدن درد توجه می نمویین کــــــــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــــــــــــــکـــــــــــــــــــ

نگین غروب ( جنگجوی خسته)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)

امروز دوم فروردین بابای منم دومین برادر خانواده امروز 30 نفر ریختن خونمون د بخور از12ظهر تا6بعد از ظهر ،اونها رفتن پسرخاله و فرزندان3ساعت اومدن نشستن رسما سرویس شدم یکی نیست بگه بابا بیخیال عید