نگین غروب ( جنگجوی خسته)
دترعزمیسزادتوم همون “دوستت دارم عزیزمه” که کلماتش برای سریعتر رسیدن به تو ، از سر و کول همدیگه بالا رفتن !
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
من آن مجنون تنهاي غريبم . كه از سهم دو دستت بي نصيبم . به دل گفتم كه روزي خواهي آمد. و دل مي داند او را مي فريبم...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
ســـــــــــــــــــــلــــــــــــــــــــاااااااااااااااممممممممممممممم
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
چه میشد زمین گرد نبود تا من یک گوشه به انتظار تو بنشینم
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
میراث رفتنت منم و این کوچه های مکرّر در پرسه های بی نشان من به دنبال کسی می گردم کاش ! دستم را رها نمی کردی ! تو آیا ... مرا ندیده ای ؟ " پرویز صادقی"
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
برای پروانه شدن پیله ی دستان ِ تو کافی ست من را محکم تر در آغوش بگیر
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
دل است دیگر یا شور میزند یا تنگ میشود یا میشکند آخر هم مهر سنگ بودن ...میخورد روی پیشانیاش
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
وقتی قراره که من برات نقش زاپاس رو بازی کنم ازم انتظار نداشته باش که دعایی غیر از پنچر شدنت ، برات بکنم !
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
این روزها به هر کی "پر و بال" بدی ...بجای اینکه باهات "پرواز" کنه ...واست "دم" در میاره
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
سلامتی رفیقی که اسم ما گوشه موبایلش خاک میخوره
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
خیلی ممنون واسه هرچی که آوردی به سرم ، خیلی ممنون ولی من هیچ وقت ازت نمیگذرم
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
آخرين باری که مرا، كنار زدی تا نور، بتابد برايت، خورشيد را .........هدیه آورده بودم!!! !!!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
کمک کمک کمک من خیلی حالم بده