نگین غروب ( جنگجوی خسته)
هوای خانه چه دلگیر می شود گاهی / از این زمانه دلم سیر می شود گاهی
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
گاهی گمان نمی کنی ولی می شود، گاهی نمی شود، نمی شود که نمی شود؛ گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است، گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود؛ گاهی گدای گدای گدایی و بخت با تو نیست، گاهی تمام شهر گدای تو می شود...(دکتر شریعتی)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
نمخوام بخوابم میترسم امروزم تموم بشه و فردا دوباره مجور باشم لحظه های انتظار اومدنت رو بشمارم دیگه از روز شماری خسته شدم
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
نه اشک نمی ریزم دود سیگارم چشم هایم را سوزاند
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
هنوزم تو برای من ، همن عشق نفس گیری که حتی یک نفس دیگر سراغم را نمیگیری نمیگیری.............
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
مزاحم آدمی که مشغول فراموش کردن شماست نشوید!… هیچ قاتلی دوست ندارد هنگام کشتن کسی، مزاحمش شوند!!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
بازیگوش بودم اینکه تمام عمر مشق نام تو میکنم تنبیه خداست!!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
برای تو مینویسم تا بدانی زندگی همیشه به روی پاشنه مراد تو نخواهد چرخید،روزی مراد پاشنه اش را عوض خواهد کرد خواهی دید....!!!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
شمعدانیهای خانه پژمردند بس که نگاه سرد تو بر آنها نشست...(خودم)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
اگه بازم منو خواستی که ببینی من همونجام پشت لبخند قدیمی